تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 254
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۵۴: انفجار
این حقیقت داشت که نوآ همیشه در نشان دادن قدرت خود احتیاط کرده و همچنین به لطف کمک ویلیام، توانست برخی از قویترین توانایی های خود را پنهان کندس.
مهمترین برگ برنده او در آن زمان طلسم کتیبه بدن بود، این تواناییای بود که به او اجازه داد تا در زمین ارثیه پیروز شود و طلسم شکل شیطانی را بهدست بیاورد.
مورد بعد حلقه فضاییش بود که از اعضای سایه های خاکستری ربوده و در نهایت آن را با حلقهای بهتر جایگزین کرده بود.
در پایان، سرعت باورنکردنیش رشد دریای هوشیاری بود که به لطف کمک ویلیام، وضعیت خود را به عنوان یک جادوگر پنهان کرده بود.
آنچه در چشم توماس به سادگی یک حرامزاده با مهارت هایی عادی مینمود، در حقیقت هیولای درندهای بود که نیشهایش تیزش را پنهان کرده بود.
«من واقعا اون رو دست کم گرفتم...»
توماس با تکان دادن سرش نتیجه گرفت.
او پاسخ های خود را یافته بود، وارثان و سربازانش مرده و تمام منابع آنها توسط نوآ غارت شده بود، واقعاً هیچ چیز دیگری نبود که او بتواند نسبت به آن ذرهای امیدواری داشته باشد.
با این حال فِرد از نتایج تحقیقات راضی نبود و شکایت خود را بیان کرد: «پس، یعنی تو میگی که این شیطان دانش آموز آکادمی بوده؟ یعنی شما به این راحتی میتونید به هر کسی اجازه ورود بدید؟»
تادئوس دهانش را باز کرد تا به او پاسخ دهد: «آزمون ورودی برای قدرت مبارزه ارزش قائله و اونم در اون آزمون از هر کسی در نسل خودش بهتر عمل کرد. خانواده سلطنتی به خاطر تمایل به پرورش چنین استعدادی مقصر نیستن.»
مردیث به گفتگو ملحق شد و سمت فِرد قرار گرفت: «حالا چی؟ سرنخ دیگهای دارین؟»
تادئوس با این سوال سرش را تکان داد، او واقعاً نمیدانست نوآ کجا ممکن است برود.
دوباره سکوت در گروه حاکم شد، کمکم داشتند بدترین گزینه را میپذیرفتند و این توماس بود که افکار آنها را جلب کرد: «شرط میبندم که اون قبلاً کشور رو ترک ک...
کتابهای تصادفی

