تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 255
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۵۵: فرار
سایهای نزدیک سمت غربی قاره میدوید. سریع بود، بدون معطلی از میان دشتها رد میشد و نگاهش جز مقابلش جایی را نمیدید.
آن سایه نوآ بود. ردایی تنگ مشکی با کلاهی که صورتش را پوشانده بود به تن داشت و با سرعت در یک خط مستقیم در امتداد خط ساحلی حرکت میکرد و از آن به عنوان نقطه عطف خود استفاده میکرد.
«دو ماه از الان گذشته، شرط میبندم که اطلاعات مربوط به عنصر من قبلاً عمومی شده.»
نوآ میدانست که خانوادههای اشرافی به نوعی به عدم حضور او در ملاقات پاسخ میدهند، او بدترین نتیجه ممکن را از قبل در نظر گرفته بود و نمیتوانست دیگر به آن اهمیتی بدهد.
«حتی اگه اونا به من برچسب جنایتکار بزنن و شروع به شکارم بکنن، من در حال حاضر خارج از دسترسشون هستم.»
در دو ماه پس از وقایع در سیاهچاله برر، نوآ هر کاری که میتوانست برای پوشاندن ردپای خود و فرار از سرزمین اوترا انجام داد.
او از ترس اینکه توسط سلطنتیها ردیابی شود، نشانه های صنف شکارچیان و آکادمی خود را از بین برده بود، او واقعاً نمیخواست روی صحبت های آیور شرطبندی کند.
او حلقههای فضایی فیبی و مانوئل را بازرسی کرد و قبل از نابود کردن حلقههایشان، تعداد زیادی منابع و معجون به دست آورد.
در آخر هم موهایش را کوتاه کرد، فکر نمیکرد یک مدل موی ساده هویتش را جلوی دیگر تهذیبگرها پنهان کند، اما معتقد بود که این میتواند سرعت تحقیقات را کاهش دهد.
در مورد نقشه فرار هم کارش بسیار ساده بود. سیاهچاله برر از قبل نزدیک به مرز کشور قرار داشت و رسیدن به مرز وقت او را نمیگرفت.
نوآ پیش از ترک کشور تصمیم گرفته بود به غربیترین نقطه کشور نقل مکان کند و دلایل خود را برای آن داشت.
اولین مورد این بود که او هیچ ایدهای در مورد طرح واقعی سایر کشورها نداشت و او تنها میتوانست از خط ساحلی استفاده کند تا از مسیر خود مطمئن باشد.
دومی این بود که ضلع غربی کشور دارای تهذیبگر های کمتری بو...
کتابهای تصادفی


