تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 338
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۳۸: ارشد ایریس
«تو اسکلت بیرونی!؟»
نوآ وقتی حرفهایش را درک کرد در ذهنش فریاد کشید.
مجمع الجزایر مرجانی بالای اسکلت بیرونی شکل گرفته و آن را به مکانی امن برای انسانها تبدیل کرده بود چون درخشش بنفش، مانع از حملات بسیاری از جانوران جادویی دریا میشد.
حتی به ذهنش هم نمیرسید که مقر فرقههای شیطان تعقیب، داخل چنین ماده گرانبهایی بنا شده باشد.
«برای همینه که هاله بنفش انقدر متراکمه و چگالی نفس خیلی بالاس. چیزی وجود نداره که جلوی درخشندگی رو بگیره و فقدان سایر اشکال حیات، تمرکز نفس رو تو سطوح بالا حفظ میکنه. موندم چطوری تونستن اینجا رو از نمایندگان قاره مخفی کنن.»
نوآ همینطور که راه میرفت فکر میکرد، حالا دیگر مطمئن بود این فرقه باید حسابی مهم باشد که توانسته کنترل چنین مکان ممتازی را در دست داشته باشد.
«چطوری اینجا رو از قاره مخفی کردین؟»
نوآ نتوانست جلوی کنجکاویش را بگیرد و از مردی که بهنظر نمیرسید به اطلاعاتی که به او میدهد اهمیتی بدهد، پرسید.
« کاملاً پنهانش نکردیم. قبل اینکه قاره در مورد احتمال مستقل شدن مجمع الجزایر نگران بشه، حفاریهای درونی اسکلت بیرونی تمام بدن رو در بر گرفت. وقتی نماینده اومد، مجبور شدیم نود درصد تونلها رو تخریب کنیم، ترجیح میدیم اینجا رو خراب کنیم تا به قاره تحویلش بدیم.»
« چه خشن، خوشم اومد.»
نوآ کارشان را تأیید کرد، پیروزی تنها در صورتی سود داشت که برنده بتواند منابع شکست خوردگان را غارت کند، در غیر این صورت فقط هدر دادن پول بود.
روی و نوآ منطقه مسکونی بزرگ را ترک کردند و وارد یکی از تونلهای متعددی که لبههای آن را پوشانده بودند شدند. نوآ اغلب دیوارهای بنفش فلزی را لمس میکرد تا سطح مواد را درک کند.
«این خیلی قویتر از یه ماده ساده رتبه چهاره، فکر نکنم حتی بتونم روش خر...
کتابهای تصادفی


