تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 421
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
نوآ هرگز هدایت تیمی را بر عهده نداشت، او همیشه مجبور بود به خودش تکیه کند.
با این حال، او می دانست که مهم ترین ویژگی یک رهبر باید کدام باشد: قدرت!
نقشه جنگ توسط بزرگ فرقه تهیه شده بود، او در این مورد نظری نداشت.
اطلاعات مربوط به آرایش دفاعی توسط هالی و جناح او ارائه شده بود، تخریب آن چیزی نبود که بتوان به شایستگیهای او اضافه کرد.
با این حال، اگر او می خواست که سایر کاپیتانها به هر دستور او عمل کنند، باید نشان می داد که شایسته عنوان شاهزاده شیطان است!
در مورد اینکه چرا به این موضوع اهمیت میداد، به این دلیل بود که به حمایت کامل فرقه نیاز داشت.
هویت نوآ فاش شده بود و او قبلاً بخشی از ارثیه را واگذار کرده بود، به لطف آن مزایای باورنکردنی به دست آورده بود، اما نمیدانست این فرقه تا چه مدت اجازه چنین رفتار غلبهآمیزی را میدهد.
حتی پدرسالار با نگرش آسان خود ناگهان میتوانست تصمیم بگیرد که او ارزش منابع زیادی را که صرف کرده است ندارد.
به هر حال، نوآ در قوم اوترا جنایتکار و در امپراتوری شاندال دردسرساز بود، تنها دلیلی که تهذیبگران قهرمانی دنبال او نبودند این بود که او هنوز در صفوف انسانی بود.
با این حال، اگر او می توانست حمایت کامل فرقه را از طریق شاهکارهای خود حفظ کند، از پشتوانه وجودی رتبه ۶ برخوردار می شد!
این به تنهایی می توانست بسیاری از تعقیب کنندگان او را بترساند، بالاخره چه کسی دشمنی شیطان تعقیب را در ازای یک انسان تهذیب گر می خواست؟»
همچنین، نوآ از ایده کنترل مجمعالجزایر متنفر نبود، آن مکان به کشوری امن تبدیل شده بود که می توانست بدون ترس از کمینهای غیرمنتظره پیشرفت مداوم داشته باشد.
تهذیب گر مرحله جامد از سخنان او کمی شگفت زده شد، اما نوآ ناگهان از دید او ناپدید شد.
«چه سرعتی!»
اینها افکار تهذیب گر صحنه جامد بود در حالی که باد موهایش را تکان میداد، نگاهش ناخودآگاه به سمتی رفت که نوآ رفته بود.
نوآ در هوا بود...
کتابهای تصادفی
