تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 630
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۳۰. خزنده
- من قویتر و محکمتر از اون هستم، اما تجربهام تو این نوع نبردها کمه.
نوآ در حالی فکر میکرد که دود سیاه، دور بدنش را فرا گرفته بود.
گاو مو دار رتبه ۵، به خوبی میدانست که چقدر قوی است و چگونه میتواند حداکثر پتانسیل بدناش نشان دهد.
در عوض، این اولین نبرد واقعی نوآ با بدن جدیدش بود.
- من میتونم بهش صدمه بزنم و شعلههای آتشام هم میتونه آسیب وارد کنه. من باید بتونم تو یک نبرد طولانی پیروز بشم، اما نمیتونم این شانس رو از دست بدم.
فقط گونهی برتر نوآ نبود، او چیزی فراتر از یک جانور جادویی ساده به حسای میآمد.
نفس مایع موجود در دانتیاناش با مقادیر زیادی انرژی ذهنی ادغام شد تا حالت شیطانی کامل را فعال کند.
نوآ ناگهان متوجه شد که حالت شیطانی ایجاد شده با طلسم، پس از پیشرفت بدنش تغییر کرده است.
پنجه هایش کوتاه، اما شاخ و دمش بلندتر شده بود.
حتی بخشی از حفاظ سیاه روی صورتش تغییر کرده بود: چیزی که قرار بود کلاه ایمنیاش باشد، اکنون کمی شبیه به سر اژدها دیده میشد.
- بالاخره روی چیزی تأثیر گذاشته.
نوآ وقتی متوجه شد که حالت شیطانیاش تغییر کرده است، به این موضوع فکر کرد.
او طلسم حالت شیطانی را بعد از پیشرفتش فعال نکرد، چون بیش از حد مشغول تنظیم تواناییهای دیگرش بود.
اما، اکنون معلوم شده بود که فقط رنگ انرژی ذهنیاش نیست که تغییر کرده است.
با این حال، او نمیتوانست در آن لحظه بیش از حد به این موضوع فکر کند، چون در حال استفاده از مایع موجود در دانتیانش بود و ذخایر انرژیاش به سرعت کاهش مییافت.
به نظر میرسید گاوی که در زیرش ایستاده، به تبدیل شدن او اهمیتی نمیدهد و موهای زیادی به سمتاش پرتاب میکرد.
آن موها چند کیلومتر فاصلهی بین این دو را به سرعت طی کردند، اما همین برای نوآ کافی بود که کاری بکند.
نوآ دوباره به هوای زیر پاهایش لگد زد و مقدار زیادی از نفس درون دانتیانش مصرف شد تا به سرعت گام سایه را فعال کند.
گاو تنها زمانی متوجه ظاهر شدن اژدهایی تیره در کنارش شد که برای واکنش نشان دادن دیر شده بود.
نوآ شمشیرهایی را که در حین حرکت آماده کرد...
کتابهای تصادفی


