فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 750

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۷۵۰. توطئه

فریاد از یکی از اتاق‌های کنار اتاق جون می‌آمد و مال لیکس الباس بود!

لرزش دیگری به دنبال فریاد آمد و شکاف‌های کوچکی روی کف اتاق جون هم پخش شد.

واضح بود که درگیری در این نزدیکی در حال وقوع است، اما این بزرگترین نگرانی نوآ نبود. در ذهنش فقط میتوانست به این فکر کند که هنوز در اتاق جون است!

نوآ به سرعت به سمت دیوار کنارش رفت و به امید اینکه نگهبان هنوز در گذرگاه مخفی باشد در زد. با این حال، هیچ جوابی از طرف مقابل دریافت نشد.

نوآ در ذهنش نفرین کرد و در آن لحظه هوشیاری خود را گسترش داد.

دیوارها معمولاً انرژی ذهنی را مسدود می‌کردند، اما شکاف‌ها به او اجازه می‌داد با ذهن خود به راهرو برسد. سپس شعله‌های سیاهی اطراف پیکر او را فرا گرفت و او را در بیرون از اتاق جون اما در فاصله‌ای از اتاق ظاهر کرد.

وقتی از طلسم انتقالِ سریع بیرون آمد یک جفت چشم بر پیکر او افتاد، و نوآ فقط برای دیدن فیثی گیج که به او نگاه می‌کرد، برگشت.

فیث تا آن زمان به ظاهر نامرتب او عادت کرده بود، اما نمی‌فهمید که چرا او از طلسم برای رسیدن به راهرو استفاده کرده است.

جون هم از اتاقش بیرون آمد و نگاه فیث به او چرخید. او دید که حتی لباس جون هم کاملا نامرتب است، اما این عجیب نبود زیرا فریاد خیلی ناگهانی بود.

با این حال، وقتی او استفاده عجیب و غریب نوآ از طلسم و وضع آشفته‌اش را اضافه کرد، نمی‌توانست به چیزی جز اینکه آنها به نوعی بهم مرتبط هستند فکر کند. او همچنین می‌دانست که این دو نفر گذشته‌ای داشته‌اند و در طول بحران، مدت زیادی را با هم سپری کرده‌اند.

تهذیب‌گرانِ رتبه قهرمان احمق نبودند و جون و نوآ هم می‌دانستند که فیث متوجه شده بود که چیزی درست نیست. با این حال، اوضاع بیش از حد آشفته بود و فیث، فرصت سؤال از آنها را پیدا نکرد، زیرا تهذیب‌گران بیشتری از اتاق‌هایشان بیرون آمدند و توجه خود را به مکان لیکس متمرکز کردند.

لرزش دیگری منطقه را فرا گرفت و لیکس با عجله از اتاقش بیرون آمد و متوجه شد که نمایندگان دیگر به او نگاه می‌کنند.

تقریباً برهنه بود و دستانش خونی بود. همچنین، ذهن او آ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی