تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 783
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۸۳. باران
نوآ دیگر اهمیتی به مخفی نگه داشتن قدرتش نمی داد. او اکنون یک تهذیبگر رتبه ی ۵ بود، حتی باعث مرگ تعدادی نیرو در رتبه ی چهارم شدن، نمی توانست تاثیر زیادی بر روی موقعیت او بگذارد.
موقعیت او دیگر به هایو یا عنوانی که شیطان تعقیب گر به او داده بود بستگی نداشت. او تبدیل به نخبه ای در میان نخبگان شده بود.
همچنین، موضوع مربوط به مرگ مار رتبه ی ۶ هم بود. او دشمنی را کشته بود که فقط افراد رده بالا می توانستند با آن روبرو شوند، و از آن مهم تر، او یک جد را کشته بود!
ارشدها فعلا موضوع را رها کردند. آنها همان موقع تصمیم گرفته بودند که این اطلاعات را منتشر کنند، اما زمان تمرکز بر چیزی که جنگ نیست، نبود.
ارشد آنتیا یک سری زنجیر حکاکی شده بیرون آورد. آن آیتم ها متعلق به امپراتوری شاندال نبودند. در عوض، آنها تقلیدی بودند که توسط خاندان الباس برای مهار اسیران احتمالی ایجاد شده بود.
سربازان سلطنتی ها به نبرد نپیوستند، اما باز هم ابزار مفیدی را برای نیروهای دیگر جناح ها فراهم کردند. زنجیرها تنها یکی از آنها بودند، اما حتی آیتم های یکبار مصرفی نیز برای دفاع در برابر امواج انفجار منتشر شده از بالای ابرها وجود داشت.
لرزه ها هر از چند گاهی به زمین می رسیدند، از آنجایی که نوآ و دیگران در زیر میدان نبردی در حال مبارزه بودند، که شاهد مبارزه ی پنج موجود رتبه ی6 بود که داشتند سنگ تمام می گذاشتند. ابتدایی ترین حملات آنها برای شکستن هوا و ایجاد امواج انفجاری کافی بود که می توانست حتی موجودات رتبه ی پنجم را نیز از بین ببرد.
با این حال خاندان الباس پماد مخصوصی ساخته بود که وقتی به پوست یک تهذیبگر می رسید، آن امواج انفجار را جذب می کرد. لرزه ها به آرامی لوسیون را از بین می بردند، اما سلطنتی ها مقدار کافی از آن را برای چند ماه فراهم کرده بودند.
ارشدها شروع به غل و زنجیر زدن دورگه ها کردند و آنها را به سمت آتشفشان هدایت کردند. بهترین راه برای مهار آنها فرستادن آنها به دنیای دیگر بود، جایی که قدرت واقعی چهار جناح حضور داشت.
با این وجود، حتی یک تهذیبگر رتبه ی ۴ هم برای این کار کافی بود، از آنجایی که زنجیرها به عنوان نوعی سوگند عمل می کردند که از تلاش دورگه ها برای فر...
کتابهای تصادفی

