تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 888
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۸۸ ۸۸۸. زندگی
نوآ با این موضوع مشکلی نداشت که جانوران بالدار پر شده یکی از نقاط موجود را گرفته بودند. دو مار روحی در گروه وجود داشتند، یعنی میتوانستند دو آیتم رایگان را برای خود انتخاب کنند.
همچنین او نمیخواست پوست یک موجود نیمه رتبه ۷ را رها کند. نوآ نمیدانست بدنش پس از رسیدن به آخرهای رتبه ششم چه نیازهایی خواهد داشت، اما در آن سطح اعضای بدن مطمئناً به درد میخوردند.
شانس گرفتن آیتمها از مجموعه شاندال باور نکردنی بود، اما گروه بلافاصله قلعه را کاوش نکردند. هر یک از آنها قبل از جستجوی چیزی که مناسب موقعیتشان باشد، کاری برای انجام دادن داشتند.
شیطان پرنده به پیشنهاد شاندال تمایل داشت. با این حال، نمیتوانست کورکورانه بخشی از فردیت موجودی را بپذیرد که هزاران سال در انتهای رتبه هفتم گیر کرده بود. قبل از اینکه تصمیم بگیرد چه کند موضوع را با معشوقش در میان خواهد گذاشت.
فیث و دنیل از احتمال به دست آوردن چیزی از مجموعه خدا هیجان زده شدند. با این حال، این واقعیت که آنها هنوز در سیستم آسمان و زمین بودند، نگرانشان میکرد.
آنها تصمیم گرفتند قبل از انتخاب پاداش با وصیتنامه صحبتهای خصوصی داشته باشند.
مارهای روحی بیحرکت ماندند. رافائل در حالت کسل کنندهای بود که شیطان رویابین ایجاد کرده بود و جوئل موقعیت او را درک کرد. میدانست که حفظ زندگیاش بهترین پاداشی بود که در آن وضعیت میتواند به آن امیدوار باشد.
جون، بدون توجه به نگاههای آشفته همراهانش، به سمت یکی از راهروها دوید.
نوآ رفتن او را تماشا کرد و آهی کشید. میدانست که او عصبانی است و از دلیل خلق و خوی گرفتهاش نیز آگاه بود.
جون نمیتوانست با بیصداقتی کنار بیاید. خیانت خاندانش در کودکی او را با مشکل بیاعتمادی مواجه کرده بود که هنوز در شخصیت خود پنهانش میکرد.
نوآ رابطه خود را با او بر اساس صداقت بنا نهاده بود. میدانست که برای جلب اعتماد و عشق او باید کاملاً صمیمانه باشد. تنها ا...
کتابهای تصادفی

