تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1015
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1015 1015. گرسنگی
دنیای پنهان محیطی پر از گونههای باستانی و موجودات فراموش شده بود، اما به عنوان یک قلمرو مفید نبود. هیچ چیز از نظر منابع و تراکم نفس نمیتوانست بر سرزمین جاویدان برتری داشته باشد.
نوآ آماده بود تا به محض اینکه بدن فرد قدرتمند را بازسازی کرد، آن مکان را ترک کند. اما شورشیان قصد نداشتند قبل از نجات هر چه بیشتر قبایل، آنجا را ترک کنند.
از آنجایی که نوآ حاضر نبود بدون رون کسیر هفتم و داراییهای قهرمانانه آنجا را ترک کند، تصمیم گرفت که زمان آن رسیده بود که به درستی به آنها کمک کند.
این اولین شورش او نبود و در طول زندگی خود به جنگ عادت کرده بود. با تجربهاش در نبردهای این چنینی و قدرتش میتوانست به شورشیان کمک کند تا سریعتر به این موضوع پایان دهند.
به محض اینکه دانتیانش به مرحله جامد رسید، نوآ به یک اکتشاف انفرادی رفت. هنوز به زمان نیاز داشت تا تکنیکهایش را با قدرت جدید خود تطبیق دهد، اما اگر حریفهایی داشت که میتوانستند ضربات او را تحمل کنند، این روند سریعتر میشد.
اسکالی بیشتر گروههای اطراف دریاچه گدازه را شکست داده بود، بنابراین نوآ مجبور شد در مناطق دورتر نفوذ کند تا به دنبال حریفان شایسته بگردد. آن جهان فاقد موجودات قدرتمند نبود، بنابراین یافتن آنها برایش کار زیاد سختی نبود.
نوآ نزدیک دریاچه کوچکی فرود آمد که درونش جانوران جادویی از نوع آهو لانه کرده بودند. سه جانور در رتبه پنجم در میان آنها وجود داشتند که یکی در سطح بالاتری قرار داشت.
نوآ آن گونه را نمیشناخت، اما میتوانست با نگاهی به ظاهر فیزیکی آنها، بیشتر ویژگیهایشان را درک کند. گوزن، شاخهای قهوهای بلند و درهم پیچیدهای داشت که از مواد فلزی ساخته شده بودند. قویترین موجودات در میان آنها چهار متر قد و هفت متر طول داشتند. همه آنها خز قهوهای ضخیم داشتند که هر وقت حرکت میکردند، به هوا بلند میشدند.
هوای اطرافشان متشنج بود. نوآ به راحتی توانست حدس بزند که آنها استعدد رعد و برق داشتند، اما این بر نقشهاش تأثیری نمیگذاشت. از این گذشته، نگران قدرت آنها نبود.
در حالی که شمشیر شیطانی به سوی دستش پرواز میکرد، با خود گفت:
- بیا از اصول اولیه شروع کنیم....
کتابهای تصادفی
