فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1104

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

ناگهانی

هر تکه اثاثیه باغ، به رنگ طلایی می‌زد. میز، صندلی‌های راحتی، چوب‌های کوتاهی که گیاهان جادویی را مستقیم نگه می‌داشتند و پنجره بالای اتاق، هاله‌ای طلایی را منعکس می‌کرد. به نظر می‌رسید که گیاهان داخل باغ تحت تأثیر آن هاله قرار گرفته‌اند، اما کارشناسان پس از مکاشفه پادشاه الباس متوجه‌ی آن نشدند. شیطان تعقیب‌گر و بقیه نگاهی به نوآ انداختند، که فقط می‌توانست با تکان سرش جواب بدهد. او دنیای زیر زمین را کاوش کرده بود، اما هرگز به اندازه رسیدن به هسته هواپیما پیش نرفته بود.

هسته سیاره داغ‌تر بود. این دانش رایج در میان رده‌های بالای هر سازمان بود. درجه حرارت در آنجا به حدی بالا بود که هر ماده‌ای صرفا با ایستادن در منطقه‌ی نفوذ خود به خود ذوب می‌شد. با این حال، چگالی ماگما با پایین آمدن بیشتر افزایش یافت. نوآ نمی‌دانست که آیا هسته اصلی، این روند را دنبال می‌کند یا خیر، اما او انتظار نداشت که بسیاری از تهذیب‌گران بدون کمک خارجی در آنجا زنده بمانند. حتی بیشتر رهبران برای کاوش در آن منطقه، باید به آیتم‌های حکاکی شده متوسل شوند.

دست چپ یزدان بدون اینکه بنشیند پرسید: «چی پیدا کردین؟»

اما پادشاه الباس توجهی به او نکرد. دیگر شاهزاده‌ها در کنار پدرشان نشستند و در بی‌توجهی به مهمانان مانند او شدند. سرانجام رهبران نیز در جای خود نشستند، زیرا کنجکاوی بر آن‌ها نفوذ کرده بود. ارشد دیانا کبیر روی سمت کوتاه میز نشست و کارشناسان دیگر بلندترین‌ها را گرفتند. نوآ با نشستن در کنار شاهزاده دوم، شیطان تعقیب‌گر را غافلگیر کرد، اما حالت اعتماد به نفس او باعث اطمینان پدرسالار شد.

شاهزاده دوم از این وضعیت خوشش نیامد، اما مجبور بود در مقابل پدرش وقار خود را حفظ کند. در نهایت وارث او بود. فقط به دلایل ارشدیت کنارش ننشست. دست چپ یزدان بعد از اینکه همه روی صندلی نشستند دوباره سوالش را پرسید و به نظر رسید پادشاه الباس بالاخره حرفش را شنید.

رهبر سلطنتی‌ها دستش را تکان داد تا سفره را با شراب غلیظ و غذاهای لذیذ پر کنند و نوآ در پر کردن جام خود تردیدی نکرد. او این شانس را از دست نمی‌داد، زیرا می‌دانست شراب‌های پادشاه الباس چقدر خوب است. رفتار صریح او باعث تعجب برخی از تهذیب‌گران شد، اما آن‌ها به سرعت موضوع را رها کردند تا روی موضوع اصلی جلسه تمرکز کنند.

پادشاه الباس نیز بعد از نوآ جام خود را پر کرد و بالاخره به آن سوال پاسخ داد: «قوانین به شکل خام خود.»

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی