تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1212
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
زیستن
نوآ سوالات زیادی داشت، اما هدف اصلی او یافتن مطالعاتی بود که از پادشاه الباس به جا مانده بود. با این حال، او هر اطلاعاتی را که شاهزاده دوم مایل بود به او بدهد، میگرفت.
نوآ در حالی که برخی از طومارهای موجود در یک قفسه گرد و غبار گرفته را مرور میکرد، پرسید: «چرا فرار نکردی؟ میدونستی کریستالی که پشت سر گذاشتی چه خاطراتی داره… میدونستی که من اینجا میام.»
طومارها مطالبی برای تهذیبگران رتبه چهارم و پنجم داشت، اما حتی نوآ میتوانست ببیند که روشهای کتیبه کنونی پیشرفتهتر از روشهای توصیفشده آنهاست. شاه الباس ممکن است یک نابغه باشد، اما بیشتر دانش او به مالکیت عمومی تبدیل شده بود. فقط آخرین اختراعات او هنوز یک راز باقی مانده بود، و جهان مطمئن نبود که آیا نوادگان او همه آنها را میدانستند یا خیر.
شاهزاده دوم در حالی که یک کیسه خون را از کشوی کنار خود برمیداشت، پاسخ داد: «من با قدرت ده نیروگاه در اوج مرحله مایع سراغت اومدم. حالا باید منتظر بمونم تا بتونم همین کار رو در مرحله جامد انجام بدم؟ اگه موفق شدم در برابر تو ایزدی بشم، بعدش بالاخره میتونم پیروزیمو جشن بگیرم؟»
نوآ به این سوال پاسخ نداد. او کتابی پیدا کرده بود که روشهای رام کردن را شرح میداد و بلافاصله آن را ذخیره کرد. تا زمانی که نوآ و اسکالی آنجا بودند، هایو برای کنترل دورگهها کمک نمیخواست. با این حال، نوآ در نهایت صعود خواهد کرد و موجودات قویتر از اسکالی دیر یا زود ظاهر میشوند. نوآ نمیخواست که هایو را با دورگههای ناآماده رها کند، بنابراین آن کتاب را ذخیره کرد تا دانش سی و هفت را افزایش دهد.
شاهزاده دوم در حالی که چند قطره خون روی پیشانیاش میریخت گفت: «اون مطالعات به تو تعلق نداره!»
کریستال او مایع را جذب کرد و بخش کوچکی از قطعه گم شده، دوباره رشد کرد.
نوآ در حالی که به جست و جوی آن مجموعه ادامه میداد، پرسید: «هنوز شکستت رو قبول نکردی؟»
او میخواست مطمئن شود که هیچ چیز ارزشمندی را از دست نمیدهد، بنابراین هر چیزی را که میدید، برر...
کتابهای تصادفی


