تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1234
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1234 1234. سرکوب
مار ابدی از نمایش قدرت نوآ نمیترسید. سطح تهذیب او عجیبتر از آن بود که سنجیده شود و در هر صورت به اوج رتبه ششم نزدیک نشده بود.
با این وجود، آن موجود همچنان غرایز بقا داشت. وقتی سه سایهی دودآلود را دید که از طلسم سیاهچاله بیرون میآیند، لرزی بر ستون فقراتش جاری شد. جانور احساس میکرد که آن نسخههای شیطانی خطرناک هستند.
جاه طلبی نوآ نمیتوانست فاصلهی بین او و مار را پر کند. با این حال، او در مقابل یک جانور جادویی قرار داشت، بنابراین میتوانست از هنرهای برتر خود برای جبران کمبود قدرتش استفاده کند.
مار میتوانست از بدن خود به خوبی استفاده کند. برخی از حملاتش آنقدر اثر بخش بودند که شبیه هنرهای رزمی به نظر میرسیدند. با این وجود، وقتی موضوع سر این بود که چقدر میتوانست قدرت اساسی خود را تقویت کند، هنوز با یک تهذیبگر قابل مقایسه نبود.
آن موجود فقط یک سبک جنگی ایجاد کرده بود که باعث میشد از تمام پتانسیل بدن و تواناییهای ذاتی خود استفاده کند.
نوآ در آن نبرد از دنیای تاریک استفاده نکرد. ترجیح داد به جای هدر دادنش برای ایجاد قلمرو خود، آن را به عنوان یک زره دوم نگه دارد که قدرت فیزیکی و دفاعیاش را تقویت میکرد.
مار میتوانست با یک حمله ساده دنیای تاریک را پراکنده کند. استفاده از آن در تلاشی بیهوده برای سرکوب موجود، وقت تلف کردن خواهد بود.
ابر دود خورندهای که از چهره نوآ بیرون میریخت، طلسم سیاهچاله، اسنور و دریای رونهای شمشیر شکل را در بر گرفت. حتی نسخههای شیطانی غول پیکر را در تاریکی خود پنهان کرد.
مار ابدی به این موضوع اهمیتی نمیداد و ترسی که نسبت به نسخههای شیطانی احساس میکرد به اندازهای شدید نبود که جلوی حملهاش را بگیرد. آن موجود در حالی که بهدلیل حرکت شدیدش شکافهایی را در آسمان باز میکرد، به سوی سیاهی هجوم برد.
اما به محض سوراخ کردن لایه خارجی دود خورنده، بدنش متوقف شد و موجی از مایع نقرهای، با فریادی که منتشر کرد همراه شد.
باران نقرهای بخشی از ابر تاریک و آسمان را منجمد کرد. لایهای از یخ در آن ناحیه پخش شد و مار بلافاصله دم معلول خود را حرکت داد تا آن را خرد کند.
طوفانی از خردههای یخ در منطقه به راه افتاد و شکافی در آسمان باز شد. نیمی از ابر خورنده نیز پراکنده شد و موجوداتی را آشکار کرد که توانسته بودند جلوی حمله جانور را بگیرند.
سه بدن شیطانی غول پیکر...
کتابهای تصادفی


