فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1535

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1535 1535. میوه

نوآ در حال که ماده تاریک از زره اژدهاگونش به بیرون تراوش می‌کرد، در منطقه می‌چرخید.

سیاه چاله تغییر شکلش را تثبیت کرده بود، اما چهره‌اش هنوز تاریک بود.

دو مار ابدی رتبه هشتم همزمان به او نگاه می‌کردند، گویی از دیگر رقبا خطر بیشتری داشت و نکته کنایه آمیز همین‌جا بود؛ تنها فولری رتبه هشتم بود که در گروه‌شان می‌توانست با این جانوران با سطح قدرت تقریباً برابر مبارزه کند.

با این حال اکنون وضعیت خراب‌تر از قبل شده بود؛ نوآ نمی‌توانست در مقابل دو رهبر رتبه هشتم مبارزه کند.

همزمان با همه این موارد، دو دسته مار ابدی دیگر به سرعت در حال پیوستن به نبرد بودند و خیلی طول نمی‌کشید که محاصره شوند.

نوآ درمانده شده بود؛ حتی فرار هم در آن موقعیت امری محال به نظر می‌رسید.

اگر مارهای ابدی از تعقیب و حمله به او دست برنمی‌داشتند جاه‌طلبی او به پایان می‌رسید، بنابراین باید سریعاً یک راه برای این موقعیت پیدا می‌کرد.

سپس با خود گفت:«باید بکشم‌شون.»

اینبار یک تاکتیک متفاوت پیش گرفت؛ اما این رویکرد چیزی جز یک قمار نبود.

تاکتیک نوآ نقاط پنهان زیاد داشت؛ او نمی‌دانست که مارها چه واکنشی خواهند داد.

اما چاره دیگری هم نبود، پیش گرفتن آن بهتر از عدم انجام آن و کشته شدن از خستگی نبرد بود.

وضعیت جنگ را دوباره ارزیابی کرد و با خود گفت:«دو تاشون، اون هم همزمان. نمی‌دونم از پسش برمی‌آم یا نه.»

اسنور به صورت تئوری می‌توانست در این موقعیت به او کمک کند، اما یک نکته وجود داشت؛ نوآ با استفاده از اسنور می‌توانست یک حمله غافلگیرکننده انجام دهد، اما فقط یک بار، دفعه بعد گزینه‌هایش کمتر از الان بود.

همین وضعیت هم برای دوان‌لانگ صادق بود.

این دو همراه خونی وظیفه کنترل مقدار یخ را بر عهده داشتند که از مهم‌ترین وظایف بود.

دو مار ابدی بالاخره حرکت خود را آغاز کردند و به سمت نوآ جهیدند، اما قبل از رسیدن به او، نوآ تله‌پورت شد.

نوآ در میان میدان جنگ، در بین نیروهایش ظاهر شد و در حالی که به کف دستش نگاه می‌کرد، در ذهنش گفت:«حالا نوبت توئه، تمام تلاشت رو بکن که من رو به کشتن ندی.»

جاه‌طلبی نوآ به درون فرم شیطانی‌اش جاری شد، مجموعه عریضی از ریشه‌ها کف دستانش را سوراخ کرد و به سمت آسمان گسترش یافت.

هاله منتشر شده از ریشه‌ها خورنده بود و حتی فروغ روشنایی روز را کم رنگ می‌کرد.

این اتفاقات باعث شد که حتی زیر دستان نوآ هم فرار کنند.

با این همه، آن دو مار هیچ اهمیتی به این تغییر وضعیت هاله او ندادند؛ با این‌که هاله او حالا تهدید کننده‌تر از...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی