NovelEast

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1605

تنظیمات
فصل 1605: سرها نوآ خودش را روی دیوار سالن بزرگ پیدا کرد. یک بریدگی افقی تهدیدش می‌کرد که بدنش را که همان موقع هم زخمی بود، به دو نیم تقسیم کند. ماده ناپایدار او را از آن حمله ناگهانی نجات داده بود، اما وضعیتش از ایده آل بسیار فاصله داشت. شیطان آسمانی، ویلفرد، جردن و ایان هم در وضعیت مشابهی بودند. حمله موجود بدن جردن و ایان را دو قسمت کرده و آن‌ها را بدون پا رها کرده بود. کمر ویلفرد تنها یک زخم بزرگ برداشته بود، در حالی که شیطان آسمانی یک تیکه بزرگ از نیم تنه‌اش به همراه قسمت پایینی بدنش را از دست داده بود. شیر بالدار هم تغییر کرده بود. انفجار نور چند عضو اضافی را به بدنش اضافه کرده بود. چند اندام نوک تیز اکنون از پشت او در حال رشد بوده و به آن اجازه می‌دهد تا به سمت حریفان خود تلو تلو بخورد. آن اندام‌های جدید شبیه پاهای تیز عنکبوت بودند که قابلیت اجرای حملات ناگهانی را داشتند. آن‌ها آن‌قدر سریع بودند که شاه الباس و تئودورا مجبور شدند برای فرار از محدوده خود عقب نشینی کنند. - چرا بهش قدرت اضافی میدی!؟ نوآ قبل از اینکه دنیای تاریک خود را آشکار کند، در ذهنش فحش داد. دلخوری و عصبانیت او نسبت به سازنده بزرگ پس از آن مبارزه به سطح جدیدی رسیده بود. بدن او بهبود می‌یافت، اما جردن و ایان در وضعیت بحرانی قرار داشتند. شیطان آسمانی هم خوب نبود، اما انرژی لاجوردی‌اش همین حالا هم داشت به او کمک می‌کرد تا دانتیانش را بازیابی کند. جریان ماده تاریک تکه‌های بریده شده تحتانی را برداشته و آن‌ها را مجبور کرد تا دوباره به بدن صاحبانشان متصل شوند. جردن و ایان پس از جریان یافتن مجدد «نفس» در اندام‌هایشان، احساس بهتری پیدا کردند اما بلافاصله فهمیدند که نبرد آن‌ها به پایان رسیده است. دنیای تاریک فقط می‌توانست به آن‌ها در بهبود سریع‌تر کمک کند. آن تکنیک نمی‌توانست چنین صدمات شدیدی را التیام ببخشد، به خصوص در دورگه‌ها به دلیل نیاز بالای آن‌ها به انرژی، جردن و ایان می‌بایست سر جایشان بمانند و اجازه دهند خواص درمانی طبیعی بدنشان کار خود را انجام دهند. «کی هنوز می‌تونه مبارزه کنه؟» نوآ پرسید، حتی اگر دنیای تاریک داشت به او پاسخ آن سوال را می‌داد. «من هستم.» ویلفرد قبل از ایستادن خرخری کرد و ماهیچه‌هایش را مجبور کرد که تا زمان بسته شدن زخم‌های کمرش، برآمدگی کنند. «فکر کنم می‌تونم یه حمله آخر رو تحمل کنم.» شیطان آسمانی در حالی که انرژی لاجوردی به آرامی تکه‌های پاره شده بدنس را دوباره به هم متصل می‌کرد، فریاد زد. «منم می‌جنگم!» جردن اعلام کرد. «منم همین‌طور!» ایان به آن گفتگو پیوست. «من به اجساد نیاز ندارم که سر راهمون باشن.» نوآ در حالی...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی