تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1750
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۵۰. زندانیان
پنج ارشد به یکدیگر خیره شدند. نوآ به سه تهذیبگر اشاره کرده بود که به آسمان و زمین خدمت میکردند، و این واقعه دعواهای داخلی را که در خانواده آنها جریان داشت را بدتر کرده بود.
«چطور میتونی به آسمون و زمین خدمت کنی؟» یکی از تهذیبگرها پرسید: «اونا سعی کردن خاندان بارلو رو به خاطر تجمع با لژیون شکست بدن.»
«در مورد مسیر تهذیب چطور؟» تهذیبگر دیگر که به آسمان و زمین خدمت نمیکرد گفت: «یعنی حاضری از همه چیز دست بکشی؟»
«شما چیزی از آسمون و زمین نمیدونید.» علام کرد: «شماها جوونهایی هستین که فرصت تجربه یأس پنهان تو جهان رو پیدا نکردید. طرد حاکم دیوونگی محضه.»
«وقتی سطح تهذیبتون به لبههای رتبه نهم رسید، خودتون میفهمید.» تهذیبگر مرحله دوم جامد اعلام کرد.: «تهدید ضعیفی از مجازاتهایی که برات در نظر گرفته شده، کمرتو به لرزه در میاره.»
«کمک اونا به مسیر تهذيب باورنکردنیه.» زن فریاد زد: «وجود تو به آسمون وصل میشه. تو بخشی از کل جهان میشی و همونطور که سیستم سرزمینهای جدید رو میگیره، گسترش پیدا میکنه.»
سه نفری که با زمین و آسمان کار میکردند، مزایای پیوند خود را به حاکم پنهان نکردند. این گروه در واقع شروع به بحث در مورد اعتقادات خود کرده بودند، در حالی که آنها با خود صحبت میکردند تیم نوآ در حال بازرسی صحنه بودند.
«الان برنامه چیه؟» استیون در حالی که به سمت نوآ میچرخید پرسید: «باید تا زمانی که تصمیمشون رو میگیرن تماشا کنیم؟»
نوآ ساکت ماند. او درگیری داخلی را ایجاد کرده بود، اما اکنون باید از آن استفاده میکرد. خاندان راتوی میتوانست تقویت خوبی برای سازمان او فراهم کند، اما مدیریت تهذیبگر رتبه ۸ چندان آسان نبود.
نوآ حتی نمیخواست نظر خود را تغییر دهد. به دست آوردن متحدانی که به دلیل ترس از آسمان و زمین میتوانستند به او خیانت کنند بیمعنی بود. نقشه او نیاز به هیولاهایی داشت که حتی بدون جاهطلبی او میتوانستند به سطح مناسبی برسند.
«نظرتون چیه یکم به ما توجه کنید؟» نوآ در حالی که شمشیر شمشیر شیطانی در دستش ظاهر میشد پرسید: «ما باید قبل از اینکه آسمون و زمین مجازات بعدیشو شروع کنن، باید از همهی سازمانهای سرزمینهای بیرونی رد بشیم. میتونید یکم سریعتر حلش کنید؟»
پنج تهذیبگر بحث خود را قطع کردند تا به سمت نوآ بروند. آنها نمیخواستند قبل از اینکه وضعیت داخلی خود را درست کنند، با آن تهاجم مقابله کنند ولی مشخص بود که حریفان آنها نمیتوانند صبر کنند تا مشکلاتشان را تمام کنند.
«گمشو شیطان!» المر فریاد زد: «شما اینجا اومدید تا آشفتگی درست کنید، اما سازمانهای انسانی خیلی قویتر از اون چیزی هستن که فکرشو میکنید. ما ممکنه قلمرومون رو از دست داده باشیم، اما هنوز غرورمون رو به عنوان حاکمای قبلی جهان حفظ کردیم.»
«چه حاکمی؟» نوآ خندید: «شما فقط از ترس دائمی نسبت جانورها به خودتون میلرزید. تنها سپرتون هم در برابر اون موجودات سازمانی بود که از متعصبا ساخته شده.»
«شهر غرش استال به هدف خودش عمل ...
کتابهای تصادفی

