تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1802
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1802. گودال
ارشد ها در حین بازگشت درباره گزینههایشان صحبت کردند.
نوآ انرژی کافی برای بازسازی جهان را داشت، اما نمیتوانست تمام فضای داخل آسمان را با آن پر کند. با این حال، او میتوانست چیزی بسازد که بتواند برای مدت طولانی دوام بیاورد، حتی با وجود بسیاری از موجودات قدرتمند که از منابعش تغذیه میکنند.
نوآ میخواست چندین بار به خلأ حمله کند، اما باید میپذیرفت که هر مأموریتی مستلزم آمادگیها و تمرینهای طولانی است.
ارشدان نمیتوانستند تمام زندگیشان را صرف جمع آوری انرژی کنند. آنها باید از آن استفاده میکردند، بنابراین به نظر میرسید تنها راه حل قابل اجرا مناطق طوفانی باشد.
با ایدههایی که ارشدان به نوآ میدادند یک نقشه جدید به آرامی در ذهنش شکل گرفت. سازمانش تا به حال ارشدان زیادی در مرحله جامد و موجودات رده بالا داشت، بنابراین طوفانها مانند قبل خطرناک به نظر نمیرسیدند. این زمینها می توانستند انرژی را به راحتی جمع کنند و به مناطق سیاه انتقال دهند و آنها را به هدفی عالی برای آینده نزدیک تبدیل کنند.
هیچ کس نمیخواست برای بار دوم به خلاء سفر کند. ارشدان این کار را در صورت لزوم انجام میدهند، اما این مأموریت زمانی که منبع انرژی نزدیکتری در اختیار داشتند، بیفایده به نظر میرسید.
این گروه باید بین خطرات خلاء و موجودات تهدید کننده رتبه 9 که در داخل مناطق طوفانی زندگی میکردند تصمیم میگرفتند. گرچه موجودات رتبه 9 خطرناکتر به نظر میرسیدند، اما ارشدان از قبل در موردشان اطلاعاتی داشتند. در عوض، سیاهی فراتر از آسمان میتوانست موجوداتی را پنهان کند که گروه حتی نمیتوانست به آنها نزدیک شود.
مسئله به سطح قدرت مربوط نمیشد. مناطق طوفانی احتمالاً خطرناکتر از خلا بودند، اما مشکل کمبود انرژی و مکانهای عجیب و غریب را نداشتند.
البته، نوآ به محض اینکه یکی از روشها جذابتر میشد، نظرش را تغییر میداد، اما او موافقت کرد که کل گروه باید بعد از سفر مدتی استراحت کند. مدتی که در عمارت گذرانده بودند به ارشدها اجازه تهذیب داده بود. با این حال، سفر در خلأ مانع آن شده بود که برای مدت بیشتری تمرین کنند.
برگشت به گودال بدون حادثه بود. گروه از آنجایی که دیگر مسیرهایی را به سمت فضاهای جداگانه باز نکردند، با خطر قابل توجهی مواجه نشدند. تهذیبگران، دورگهها و جانوران جادویی بر عبور از سیاهی تمرکز کردند، اما با نزدیک شدن به مقصد، هیجانی ناگزیر در میانشان پخش شد.<...
کتابهای تصادفی

