تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1831
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1831-1831. سرنوشت
درخواست نوآ به نظر میرسید فراتر از چیزی است که اژدهای سیاه حاضر به پذیرش آن بود. قدرت او غیرقابل انکار بود، اما همچنان یک وجود در سطح 8 باقی میماند. او نمیتوانست از قدیمیترین موجود در کل جهان بخواهد معلمش شود.
حتی اژدهای نقرهای مهربان نیز از آن درخواست ناراحت به نظر میرسید. او نمیتوانست بفهمد که نوآ چطور حتی میتواند به این فکر کند که چنین درخواستی بکند. او تنها یک قانون بود در حالی که موجود سبز، سرنوشت جهان را بر دوش خود داشت.
با این حال، اژدهای سبز فوراً درخواست نوآ را رد نکرد. چشمانش تیزتر شد و سعی کرد وجود او را بازرسی کرده و ماهیت واقعیاش را کشف کند.
اژدهای سبز به اندازه کافی زندگی کرده بود تا غریزههای منحصربهفردی را توسعه دهد که به او درکی بدهد که چه چیزی میتواند در برابر آسمان زمین کمک کند، و این احساسات زمانی که نوآ را بازرسی میکرد در او به صدا درآمد.
همچنین، برای ارزیابی قدرت کلی او دشوار بود. نوآ سعی نمیکرد خود را از بازرسی مخفی کند، اما رهبر همچنان برای داشتن دید واضحی از وجود او تقلا میکرد.
اژدهای سبز سرانجام پرسید.
«تو چی هستی؟»
نوآ نمیتوانست وجود خود را به کلمات ساده محدود کند. او بهعنوان یک نقص ساده در سیستم آسمان زمین شروع کرده بود، اما سفرش او را به چیزی فراتر تبدیل کرده بود. جهان کنونی حتی یک گواه بزرگ از توانایی او برای مقابله با حاکمان داشت.
با این حال، توضیح دادن آن ویژگیها به اژدها غیرممکن به نظر میرسید. موجود باید خود این ویژگیها را ببیند و به نتیجهگیری خود برسد.
نوآ یک قدم به جلو برداشت و با احتیاط به اژدهای سبز نزدیک شد. موجود از اعمال او کمی شگفتزده شد، اما او مطمئن شد که قدرت ذاتی که فلسهایش آزاد میکرد را سرکوب کند.
نوآ نفس عمیقی کشید و دستش را بالا برد تا پیشانی اژدهای غولپیکر را لمس کند. او موانع ذاتی خود را پایین آورد و اجازه داد حسهای موجود عمیقاً در وجودش نفوذ کند.
اژدهای زمان از حواس ساده فراتر رفته بود. یک بو میتوانست بخشهای کاملی از زندگی کسی را آشکار کند و موجود حتی میتوانست از یک لمس ساده، معانی عمیقی را کشف کند.
قدرت منحصربهفرد آن حتی به اژدها اجازه داد تا خاطرات نوآ را از بیرون نیز بررسی کند. اژدها از توانایی خود برای مشاهده...
کتابهای تصادفی


