فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1847

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 1847 - 1847. اثیری

اژدها احساس عصبانیت کرد، نوآ اساساً به او دستور می‌داد و حتی سعی نمی‌کرد مودب باشد. با این حال، ایده او منطقی‌تر از چیزی بود که فکر می‌کرد.

جنبه‌ای از جهان که اژدهای مرگ به ارث برده بود باعث شد که نتواند به کارهایی فکر کند که باعث نجات زندگی می‌شود. با این حال، او در این میدان نبرد تنها نبود، و قدرتش همچنان به او اجازه می‌داد تا اطلاعات را با همراهانش به اشتراک بگذارد.

اژدهای مرگ سرش را بلند کرد و غرش کرکننده‌ای کرد که تمام موجودات زمین و آسمان مجبور بودند گوش‌هایشان را بپوشاند. سوسک‌های پرنده واضحا نمی‌توانستند در برابر حمله مقاومت کنند، پس بسیاری از آن‌ها برای محافظت از قوی‌ترین اعضای گروهشان جان خود را از دست دادند.

در همان زمان رهبر به راه افتاد و به میدان جنگ بازگشت. نوآ درحالی‌که هیولای عظیم‌الجثه چشمانش را ترک می‌کرد فقط خیره مانده بود، اما همراهانش به او فرصتی برای غرق شدن در افکارش را ندادند.

«اصلا داشتی با خودت چه فکری می‌کردی؟!» پادشاه الباس قبل از افزودن فحش‌هایی که در نوآ هرگز در عمرش نشنیده بود فریاد زد.

«کم کم دارم قانع می‌شم از این کارا خوشت میاد.» استیون درحالی‌که همراه با بقیه گروه به سمت نوآ می‌آمد، نظر داد.

«چطور می‌تونی هنوز دربارش شک داشته باشی؟» ویلفرد آهی کشید و زمانی که نگاهش با نوآ برخورد کرد شانه‌هایش را بالا انداخت.

«مشکلی نیست.» شیطان آسمانی درحالی‌که در هوا دراز کشیده بود و منتظر بود تا نبرد به یک فرار بزرگ تبدیل شود چشمانش را بسته بود و می‌خندید.

«دیوانگی باعث پیروزی می‌شه.» رابرت قبل از اینکه صدایش را پایین بیاورد و ادامه دهد فریاد زد. «با این حال می‌تونستی یه ذره مودب‌تر باشی.»

«حرفاتون تموم شد؟» قدیس شمشیر با تمسخر گفت. «نتونستم کسی رو ببرم.»

«خودت تنهایی نصف تهذیب‌گرای رتبه 8 رو از وسط بریدی.» الکساندر با او مخالفت کرد.

«ضعیفا حساب نمی‌شن.» قدیس شمشیر خرخر کرد. «من یه دعوای واقعی می‌خوام.»

«وقتی از این منطقه بریم، قراره دعواهای زیادی داشته باشیم.» نوآ توضیح داد. «آسمان و زمین تایید کردن که ما و اژدهایان با همیم. اونا دیگه باهامون به عنوان یک خطر عادی رفتار نمی‌کنن.»

«یعنی الان تو دعوایی می‌جنگیم که به ما مربوط نیست؟» استیون پرسید.

«این دعوا تمام جهان رو درگیر خودش می‌کنه.» نوآ با ارشد مخالفت کرد. «این جنگ مربوط به همه موجودات زنده‌ایه که توش هستن. با این حال، باهات موافقم. ما نمی‌تونیم همش به اژدهایان بچسبیم. باید تا وقتی که عدالت آسمان و زمین ازمون مقا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی