تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1861
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
1861 - 1861. ناگهانی
نزدیک بودن به سه میمون کایسر به ارشدها این فرصت را داد تا آنها را بررسی کنند. با این حال، نوآ و دیگران از گسترش آگاهی خود برای مطالعه آن موجودات خودداری کردند.
حتی پادشاه الباس نیز برای مطالعه آن موجودات روشی مخفیانه را در پیش گرفت. گونه کایسر ار نظر ذهنی به طرز باورنکردنی قدرتمند بود، بنابراین سه میمون کایسر متوجه هرنوع بازرسی برای کشف اسرار بدنشان میشدند.
دیگران نیز این را میدانستند، اما خودداری از کنجکاوی کار سختی بود، بهویژه که آن موجودات به خود زحمت پاسخ دادن به سؤالاتشان را نمیدادند. به محض اینکه دو گروه دوباره به هم پیوستند، سکوت کرده و تیم ارشدها را در تاریکی و سردرگمی رها کردند.
از آنجایی که گروه، از نظر تئوری توانسته بود آن موجودات را شکست دهد، موضوع حتی سختتر و عجیبتر هم بود. به هر حال، میمونهای کایسر برای رویارویی با غول تلاش زیادی کرده بودند، درحالیکه تیم ارشدها آن را در کسری از ثانیه شکست دادند. اگر همه باهم حمله میکردند، گرفتن یکی از آنها کار سختی نبود.
وسوسه فوقالعاده قوی بود. میمونهای کایسر که مقابل گروه ایستاده بودند احتمالاً حاوی راز توانایی به کارگیری دو عنصر بودند. همچنین، آن گونه قطعاً میدانست که قطعهی قدیمی زمین و آسمان کجاست. چنین اطلاعات ارزشمندی، معمولا کافی است تا گروه حاضر باشد با خطرات زیادی روبروی شود، اما ارشدان تصمیم گرفتند در جای خود باقی بمانند.
«افراد شما کجان؟»
«چرا دور بودن؟»
«شماها دشمنای قسم خورده دارین؟»
«چرا آسمون و زمین اینقدر میخواستن نابودتون کنن؟»
«دوتا عنصر دارین؟»
«قسمتی از آسمون قدیمی رو دارین؟»
نوآ هر زمان که انتظار بیش از حد خسته کننده میشد، سؤالات مشابهی را از میمونهای کایسر میپرسید، اما موجودات هرگز چیزی نگفتند. آنها تنها به نوآ نگاه میکردند و سپس نگاهشان را َطرف طوفانهای دور برمیگردانند.
قوانین آشفتهای که توسط شیطان آسمانی ایجاد شده بود، توسط آنها درست شده و همه چیز به حالت عادی بازگشته بود، اما صحنه همچنان ویران بود. دیگران نیز از ترس بیاحترامی به گونه کایسر حتی نمیخواستند به زمین بروند و تهذیب کنند.
ارشدان حتی نمیتوانستند به درستی صحبت کنند زیرا میمونهای کایسر تنها با شنیدن ...
کتابهای تصادفی

