تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1879
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1879 1879. راهکار
شافو یک موجود زنده بود، بنابراین ارواح میتوانستند بر او تأثیر بگذارند. اما نوآ نیازی نداشت که نگران تفکیک واقعیت از توهمات باشد، چون ارتباط ذهنیاش با همراهانش به او میفهماند که چه چیزی چه زمانی غیرعادی یا اشتباه است.
چشمان تهذیبگر رده 9 وقتی دید که دهان بزرگ شافو تمام ارتش ارواح را در خودش میبلعد و آنها را به فضای جداگانهای در داخل بدنش میبرد، از تعجب گشاد شد. او اصلاً آمدن اژدها را حس نکرد. نوآ از دامنه سایه استفاده کرده بود تا آن را در منطقه ظاهر کند.
شافو مطمئن شد که موجودات را در طول این فرآیند نابود نکند تا از گسترش انرژی تاریک آنها جلوگیری کند، و نوآ هم ارتباط ذهنیاش را کنترل کرد تا چک کند که همه چیز طبق برنامه پیش میرود یا نه. ارواح در مرکز فضای جداگانه همراهش قرار گرفتند بدون اینکه بر حالت ذهنیاش تاثیر بگذارند، اما بلافاصله سعی کردند نفوذشان را گسترش دهند.
فضای جداگانه بسیار زیاد بود، اما محدودیتهای مشخصی داشت و ارواح خیلی سریع بودند. آنها بلافاصله در سرزمینهای ناقصی که از ماده تاریک درون بدن شافو ساخته شده بود، پرسه زدند و به طرز خطرناکی به لبههایش نزدیک شدند. طبیعت خاص آنها حتی باعث شد تا بتوانند بر انرژی بسیار بالاتر اطرافشان تأثیر بگذارند و نوآ به زودی نیرویی را احساس کرد که سعی میکرد کنترل ذهن همراهش را در دست بگیرد.
نوآ تردید نکرد. دستش دراز شد تا به شاه الباس برسد، اما شانه ارشد زمانی که نوآ سعی کرد او را لمس کند، به شعلههای طلایی تبدیل شد.
هر دو در آن لحظه نگاههای معناداری رد و بدل کردند. نوآ او را با چشمانش سرزنش کرد و پادشاه الباس عصبانیت شدید خود را پنهان نکرد. با این حال، او هنوز هم خود را سفت کرد و به نوآ اجازه داد که او را بگیرد.
نوآ قبل اینکه پادشاه الباس به سمت شافو پرتاب شود هشدار داد: «به اژدهای من آسیب نزن».
اژدها به محض اینکه ماده تاریک روی فلسهایش را لمس کرد، وجودش را ناپدید کرد. اکنون بر عهده پادشاه الباس بود که وضعیت ارواح در داخل شافو را مدیریت کند. بقیه هم میتوانستند بر روی رویدادهایی که در دنیای بیرون رخ می داد تمرکز کنند.
کتابهای تصادفی

