تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1897
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۸۹۷ :مسیر
گفتگو با حاکمان قدیمی مدت زیادی طول نکشید. آنها تمام تلاش خود را کردند تا با استفاده از استعارههای متعدد، موضوع را توضیح دهند و نوا پس از شنیدن همه آنها احساس روشن بودن، کرد. او در زندگی خود بینشهایی را تجربه کرده و به پاسخها نگاهی اجمالی کرده بود، اما هیچ کدام قابل مقایسه با درک فعلی او نبودند.
برای اولین بار در زندگی خود، نوا نه تنها میدانست که چگونه به رتبه نهم برسد، بلکه آن سطح از قدرت را نیز از روشهایی که همراهانش نادیده گرفته بودند، درک کرد. حتی الکساندر ممکن بود تا زمانی که هزارهها را صرف تجربه قدرت خود کند، نتواند به آن دانش در وضعیت فعلی نوا دست یابد.
مسئله به اندازه آنچه پادشاه الباس اشاره کرده بود، پیچیده بود. عمدتاً بحث سرِ انرژی یا درک نبود بلکه بحثِ ضعیف بودن حالت برتر ناقصِ حاصل از میانبرها و روشهای آموزشی اجباری، بود.
نوا در حالی که به داخل منطقه آموزشی خود بازگشت و منابع انبوه خود را بررسی میکرد، فکر کرد.-پس میگن میوهای در فضای باز، مشکل سخت بودن کار نیست، مشکل اینه که ممکنه واقعا بتونم اون رو انجام بدم.-
نوا دیگر اجازه نمیداد که خواستهاش افکار او را تحت تأثیر قرار دهد. بخش منطقی او قبلاً تلاش کرده بود تا او را از آن پروژه دور نگه دارد، اما پس از فهمیدن آن حجم از اطلاعاتِ حاکمان قدیمی، شروع به پذیرش این موضوع کرد.
وقتی نوا همه مشکلات مرتبط با فهم قوانین را حل کرد، توانست ماهیت اصلی گذر از سطح را ببیند و با توجه به تجربه گسترده او در حوزههای مشابه، این فرایند ممکن به نظر میرسید. سفر تهذیب او را وادار کرد تا یک مرکز قدرت جدید بسازد که پایه و اساس حالت جدید او خواهد شد. او باید به یک فانی با قدرتهای آسمانی تبدیل میشد، که نیاز به کنار گذاشتن ذهن، بدن و دانتیان به منظور تمرکز بر مسیر برتر داشت.
اگر نوا راهی بین آن توضیحات و استعارات پیچیده نمیدید، تصمیم میگرفت که پروژه خود را کنار بگذارد. اما حاکمان قدیمی سعی کرده بودند او را متقاعد کنند که یک چیز ناقص، وقتی که او توانایی تغییر دادن آن را دارد، کار نخواهد کرد.
اگر نوا فقط ذهن خود را مجبور به پیشرفت میکرد، طبیعتا مرکز قدرت جدید اثیری ناقص میشد،...
کتابهای تصادفی



