فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1908

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 1908: ویرانی

نوآ کوچک‌ترین اهمیتی نمی‌داد که آواتار غول‌پیکر قهوه‌ای، موجودی در حد میانی رتبه نهم است. او پیش از آغاز تمرینات طولانی خود نیز توانسته بود به موجوداتی با قدرت مشابه آسیب بزند. حالا، وجودش در سطحی کاملاً متفاوت قرار داشت.

با این حال، دیگ هیچ واکنشی نشان نداد. تنها در برابر حملات بی‌پایان ایستاده بود. آواتار نقش یک مقابله‌گر برای سگ‌ها را داشت و در عین حال، مانع از این می‌شد که نوآ بتواند به‌راحتی به آن نزدیک شود. توان تهاجمی آواتار همچنان دو رتبه بالاتر از سطح جسم نوآ بود.

نوآ به‌خوبی نیروی عظیمی را که در آلیاژ قهوه‌ای آواتار جریان داشت حس می‌کرد؛ نیرویی که از طریق پاهایش منتقل می‌شد و قصد تخریب درونش را داشت. حتی نزدیک شدن به آن موجود در وضعیت کنونی‌اش بیش از حد طاقت‌فرسا بود، اما او اهمیتی به جراحت‌های احتمالی نمی‌داد.

از دید نوآ، این غول چیزی نبود جز منبعی عظیم از انرژی. بدن و دانتیان او شاید برای چنین نبردی ایده‌آل نبودند، اما ذهنش کاملاً آماده این چالش بود. مرکز قدرت برتر ذهنی او از همان ابتدا شروع به شناسایی ضعف‌های موجود در ساختار آواتار کرده بود. حتی همراهانش با دیدن خطوط سیاه که از آلیاژ زیر پای او پخش می‌شد، با چهره‌هایی شگفت‌زده به او نگاه می‌کردند.

نوآ تنها چند ثانیه روی آواتار باقی ماند، اما ذهنش پیشاپیش فرآیند تخریب را آغاز کرده بود. مرکز قدرت او به هیچ زمانی برای تأثیرگذاری بر مواد در حد میانی نیاز نداشت.

نوآ با لبخندی سرد فکر کرد: _خوبه، دقیقا همون چیزیه که باید باشه.

سیاهی اثیری او هنوز به اوج قدرتش نرسیده بود، اما ذهنش تقریباً به آن نقطه نزدیک شده بود. ذهن او پیش از این از تقویت‌هایی که مرکز قدرت جدیدش فراهم کرده بود بهره‌مند شده بود. بهبودهای بعدی زمانی حاصل می‌شد که نوآ تاریکی رتبه نهم، ماده تاریک و انرژی اولیه را به‌عنوان سوخت به این مرکز اضافه کند.

با این حال، ذهن او به سطحی رسیده بود که دیگر حتی آسمان و زمین نیز توانایی طبقه‌بندی آن را نداشتند. نوآ با وادار کردن قدرت هیولایی‌اش به عبور از مرزهای موجود، به چیزی دست یافته بود که فقط خودش قادر به ارتقای آن بود.

شمشیر شیطانی در دستان نوآ ظاهر شد؛ دسته‌ای سیاه که از سینه‌اش بیرون آمد. با آشکار شدن این شمشیر نفرین‌شده، رنگ آسمان تغییر کرد و ذهن نوآ مجبور شد عطش خون‌ریزی پنهانی را که درونش نهفته بود، آزاد کند. طوفان‌ها تحت تأثیر این فشار سنگین فروپاشیدند و جهان با ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی