تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1940
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1940 : نقشه
نوآ اجازه داد که جنبهها، همراهان و مراکز قدرتش فشار ناشی از روند را پخش کنند. او نمیتوانست صبر کند تا تواناییهای جدیدش را مطالعه و حملاتش را با عمق وجودش سازگار کند، اما ثبات کاخ او را نگران میکرد. ستون هرمی شکل سنگی و ساختمانهای مجاور آن اشیاء، سطح ۹ بودند، اما نوآ احساس میکرد که قدرت نبردش بار دیگر پیشرفت کرده است.
زمان به سرعت گذشت درحالی¬که همه افراد درون کاخ بهبود مییافتند. نوآ بر روی قدرت خود تمرکز کرد تا ذهنش بتواند پیشبینی کند که درک جدیدش چه-چیزی میتواند تولید کند، اما او هیچ حملهای را آزمایش نکرد. وجود او میخواست که آن درک جدید را بهطور کامل تصاحب کند و تنها دورههای طولانی که به مطالعهی خود اختصاص داده شود میتوانست آن را محیا کند.
نوآ نیازی به صرف وقت طولانی برای مطالعهی دستاوردهایش از توانایی شاندال نداشت، اما نمیتوانست تغییراتی را که دو تکنیک دیگر به همراه آورده بودند را دست¬کم بگیرد. آنها اصلاحات واقعی نبودند، اما به هر حال نیاز به بررسی دقیق داشتند.
روند بر روی غرور، طمع، گرسنگی، ویرانی، خلقت و جاهطلبی کلی او تأثیر گذاشته بود، که به عمق بیشتری رسیده و قدرتهای جدیدی کسب کرده بودند. آنها ذات خود را حفظ کرده بودند، اما نوآ میتوانست حس کند که چقدر فرق کرده¬اند.
دنیای درون چشمانش معنای جدیدی به خود گرفته بود و همین موضوع برای توانایی او در تأثیرگذاری بر آن نیز صدق میکرد. او میتوانست بیشتر بیان کند و درحالی¬که از آزمایش حملات خودداری میکرد محدودیتهای واقعی او همچنان نامشخص باقی ماندند.
ارشدها در نهایت شروع به برقراری ارتباط با یکدیگر و ترک تالار تمرین خود کردند. بهبودی در سطح آنها زمان زیادی میبرد، اما کاخ به آنها بهطور چشمگیری کمک کرده و در نهایت آنها را به اوج خود بازگرداند.
نوآ در یک لحظه به یکی از بزرگترین سالن¬های کاخ رفت. همراهان او پس از نشستن و بیرون آوردن نوشیدنی برای همراهی با جلسه، دایرهای بر روی زمین ایجاد کرده بودند. آنها چند موضوع مهم برای بحث داشتند و نوآ تردیدی نکرد که پروژهاش را توضیح دهد.
ویلفرد توضیح داد: «این چیزی نیست که همه بتونن انجام بدن.»
استیون اظهار داشت: «من مزیت و پتانسیل پشت این پروژه رو درک می¬کنم.
اما پس¬مونده¬های خالی کافی نیست. باید پیروهای آسمان و زمین رو شکار کنیم تا به طور قابل توجهی پیشرفت کنیم.»
نوآ جواب داد: «نقشه همینه.
...
کتابهای تصادفی
