تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1990
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
۱۹۹۰- راهنما
با آزادشدن انرژی متراکم از شمشیر، شکافهای روی جهان تهذیبگرها گسترش یافت. نوآ هر چیزی را که به سمتش حرکت میکرد، جذب میکرد و نیروی کشش ناشی از گرسنگیاش حتی ذرات سوختی را که میکوشیدند از محیط بگریزند نیز جذب میکرد.
شمشیر نفرین شده غرش جنگی بلند را بیرون داد و نوآ میتوانست حس کند که سلاحش متوجه تغییری در ساختارش شده است. این شمشیر دیگر تنها وسیلهای برای نابودی نبود؛ آموخته بود تا درون عطش خونی که ایجاد میکند، رشد کند.
زمانی که نوآ برای نخستینبار شمشیر نفرین شده را در دست گرفت، شمشیر هیچ تمایلی به جنگ نداشت. این عدم تمایل ریشه در دیوانگی صاحبان قبلی شمشیر داشت و حتی نام این سلاح هم از همان ویژگی نشئتگرفته بود. کسانی که جرئت میکردند از قدرت باورنکردنیاش استفاده کنند، در نهایت طعمهی عطش خون آن میشدند و بهخاطر بیپروایی خود در نهایت میمردند.
اما نوآ ثابت کرد که این استدلال اشتباه است. شمشیر نفرین شده هزاران سال همراهش بود و بارهاوبارها شاهد غلبه نوآ بر اثرات مضر عطش خون بود، حتی آن انرژی را بخشی از قدرت خود و برخی از تکنیکهایش قرار داده بود و به طور فعال از آن استفاده میکرد.
پس از نبردهای بیشمار و طولانی، بهویژه پس از تکامل شمشیر، دیگر نمیتوانست نسبت به جنگ بیمیل باشد. حال این شمشیر نهتنها قدرت نوآ را افزایش میداد، بلکه تکنیکی پیدا کرده بود که از همان انرژی منفوری بهره میبرد که دیگران را به جنون میکشاند.
نوآ از انفجارهایی که انرژی متراکم هنگام خروج از جهان تهذیبگر ایجاد میکرد، آسیب دید بود. بااینحال، وجودش بخشی از آن نیرو را پیش از انفجار به انرژی اولیه تبدیل میکرد و آن را جذب میکرد.
بدن او در چرخهای گیر افتاده بود؛ مدام زخم برمیداشت و سپس التیام مییافت، و این روند تا زمانی ادامه داشت که جهان تهذیبگر بهکلی فروریخت و او را ناگزیر به احضار نایت کرد. پتروداکتیل زمانی که دنیای تاریک را احضار کرد، به داخل بدنش بازگشته بود، اما برای جلوگیری از انفجار عظیمی که آزادشدن آخرین ذرات انرژی متراکم به همراه داشت، باید بیرون میآوردش.
نایت بهسرعت حرکت کرد و انرژی را از معنایی که حمل میکرد جدا کرد. پس از اینکه نوآ مدتی را صرف بررسی حریفش کرد، متوجه شد که سوخت قدرت کافی برای مقابله با پت...
کتابهای تصادفی
