تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1994
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۹۹۴: برنامهریزی
پادشاه الباس با دیدن جداشدن تنه درخت از ریشه، لحظهای را از دست نداد. او بهسرعت به سمت نوآ و درخت پرواز کرد تا سهم دقیق خود را از این منبع بینظیر به دست آورد—نصف درخت، و بههیچعنوان به کمتر قانع نبود! او و نوآ بر سر چگونگی تقسیم شاخهها و ریشهها به مشاجرهای کوتاه پرداختند و پادشاه الباس او را تهدید کرد که مبادا سعی نکند را فریب دهد. اما نوآ دوستش را بهخوبی میشناخت و میدانست که او چقدر به مادههای نیرومند برای حکاکیهایش علاقهمند است، بنابراین این بگومگوها را جدی نمیگرفت. در واقع، این مشاجره به نفع او تمام شد؛ چرا که فرصتی برای آزمایش قدرت جدید شمشیر نفرینشدهاش فراهم شد.
مرحله آزمایش زیاد طول نکشید و نتیجه بلافاصله مشخص شد! نوآ برای رسیدن به ریشهها، برشی به زمین زد و بهخاطر آن شکافی عظیم باز شد. قدرت جدید شمشیر پس از گذر از سطح خود، به نوآ احساس رضایت داد. اما این تمام ماجرا نبود. افزایش قدرت شمشیر، مشکلات جدید و پیشبینی نشدهای را به همراه داشت. مشکلاتی که بهقدری جدی بودند که حتی در شرایط نسبتاً امن، کنترلشان دشوار بود، چه برسد به یک نبرد واقعی! حال نوآ میدانست که هر استفادهای از این سلاح جدید میتواند صدماتی بسیار شدید و فراتر از زخمهای معمولی برایش به همراه داشته باشد.
نوآ برای تکهتکه کردن درخت، جاهطلبیاش و ماده ناپایدارش را کنار گذاشته بود و دیگر نه بدنش و نه تیغهاش را تقویت میکرد. به عبارتی، بدن نوآ حین آزمایش شمشیر نفرین شده جدید، هیچ نیروی کمکی نداشت و صرفاً به قدرت فیزیکیاش اتکا کرده بود. هدفش این بود که ببیند شمشیر نفرینشده، اکنون پس از ارتقا، چقدر میتواند به بدنش آسیب بزند. او آگاه بود که این آسیب حتماً زیاد خواهد بود، اما به نظر میرسید که حتی بیش از حد انتظارش بود. نوآ قدرت جدید تیغه را دستکم گرفته بود و ضربههایی که تصور میکرد قابلتحمل باشند، او را در موقعیت دشواری قرار میدادند.
واقعیت وحشتناک این بود که حال، شمشیر نفرینشده میتوانست تنها با یک ضربه ساده، تمام بالاتنة نوآ را در کسری از ثانیه منهدم کند، حتی بدون آن که عطش خون کاملش را احضار کرده باشد. شدت همان یک ضربه ساده بهقدری زیاد بود که نوآ را وادار به غلاف کردن شمشیرش کرد فعلاً تکهتکه کردن درخت را متوقف کرد. او میبایست به بدن خود زمان میداد تا بهبود یابد و صدماتش را ترمیم کند. باوجود همة اینها، نوآ از دستاورد جدید خود راضی بود، چرا که اکنون سلاحی بینهایت قدرتمند در اختیار داشت؛ هرچند که بهای استفاده از آن، بسیار سنگینتر از گذشته بود.
این اتفاق موضوع جدیدی نبود. نوآ تجربهاش را داشت که انرژیاش از سطح مراکز قدرتش فراتر بروند، و میدانست که مدیریت چنین نیروهایی چقدر دشوار است. او تا این لحظه همیشه موفق شده بود که بهخوبی مدیریت بحران کند و عواقب احتمالی که برخی از سلاحهایش دچارش میشدند را متعادل کند، اما سطح نهم قدرت، چالشی کاملاً متفاوت بهحساب میآمد.
بااینحال، بخشی از این وضعیت را خودش به وجود آورده بود. او با افزایش پتانسیل موجودیتش، شرایط کنونی را رقم زده بود و اثرات آن بهوضوح در تمام یاران و سلاحهایش نمایان بود. حتی نایت، پس از گذر از سطحش، بسیار قویتر از حد انتظار شده بود، و همین امر برای شمشیر نفرینشده نیز صادق بود.
اضافهشدن یک تکنیک جدید به موجودیت شمشیر نفرین شده آن را به سطوح فراتری رسانده بود که حتی نوآ هم توقعش را نداشت و ابداً پیشبینی نمیکرد که کار...
کتابهای تصادفی

