تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2046
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 2046 : غول پیکر
سرزمینهای بالایی برای دومینبار با آخرالزمان روبهرو شده بودند. آن هیولا بهتنهایی، یکچهارم سرزمینهای بالایی را پس از گذر از آسمان اشغال کرده بود، و ارتش آواتارهای آذرخش تنها بر وسعت میدان نبرد عظیم میافزود. بخش عظیمی از طوفانها و هر آنچه که بین آنها قرار داشت، با فرود هیولا در سرزمینهای بالایی از بین رفته بود. نوا مدتها پیش رد سرزمین پهناور سیاه را از دست داده بود، و حتی دیگر نمیدانست که آیا آنجا هنوز هم وجود دارد یا نه، بهویژه پس از گذشت این سالها در میان قوانین آشفته. با این حال، در برابر این منظره آخرالزمانی، فکر کردن به همراهان قدیمیاش برایش ممکن نبود. او شاهد نبرد آسمان و زمین در برابر موجودی بود، که میتوانست بهراحتی جهان آنها را تهدید کند.
آواتارهای آذرخش اندازهها و سطوح مختلفی داشتند. در حالی که آواتارهای قویتر در گروههای کوچکتر جمع شده و به نواحی خاصی از هیولا حمله میکردند، عروسکهای رده پایین دریای عظیمی به وجود آورده بودند که بهطور مداوم صاعقه آزاد میکرد.
رویکرد آسمان و زمین ساده اما هوشمندانه بود، فراهم کردن چیزهایی برای هیولا که نابود کند، بهترین راه برای تضعیفش همین بود، چرا که این روند به مصرف کردن غیرقانونش منجر میشد. اما این موجود تهی، از فرزند ساده حاکمان بودن گذشته و با توسعه غیرجهان به جایگاه جدیدی رسیده بود.
حملات بیامان آواتارها ابتدا هیولا را وادار به کوچک شدن کرد، اما به زودی تاریکی جدیدی از ضدجهان جاری شد و دوباره اندازهاش را افزایش داد. زبانهها هم این اتفاق را همراهی کردند و بسیاری از عروسکهای آذرخش را در حمله ویرانگر خود بلعیدند. نیروهای آسمان و زمین به سرعت تحلیل میرفتند، اما آسمان بلافاصله نیروهای جایگزین بیشتری به میدان میفرستاد.
کمک این نیروهای جدید بینتیجه بود، زیرا هیولا به سرعت درحال یاد گرفتن بود. این موجود تهی درواقع هیچ نبردی انجام نداده بود، بهویژه در خارج از جو خلاء. او تا این لحظه، مانند جانوری جادویی و کمهوش عمل کرده بود که بهطور غریزی به سمت موجوداتی جذب میشد، که در برابر آسمان و زمین ایستادگی میکردند. اما تأثیر نوا محدودیتهای طبیعت آشفتهاش را کنار زده، و مسیری برای پیشرفت به رویش گشوده بود.
هیولا به سرعت آموخت که چگونه از قدرت ویرانگر خود استفاده کند. زبانههایش مرگبار بودند و غیرقانونش میتوانستند بهراحتی فضایی را که تحت تأثیر آسمان و زمین بود، بشکافد. حضورش در آن محیط یک فاجعه بود، و با افزایش خشمش نسبت به حاکمان، به این نقش تمایل بیشتری پیدا کرده بود. این موجود تهی تقریباً نمیتوانست باور کند ...
کتابهای تصادفی


