تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2048
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 2048 : متراکم
یک نیروی مهم دیگر نیز به آخرالزمان پیوست. نوا تنها با نگاهی کوتاه به سایهی خاص نارنجی رنگ دروازه، متوجه شد که حاکمان قبلی تصمیم گرفتهاند در جنگ کمک کنند.
جانوران جادویی تقویتشدهای که آسمان و زمینِ قبلی، در طی سالهای گذشته و در جریان گسترش بیوقفهشان پرورش داده بودند، به بحران پیوستند تا به اژدهایان کمک کنند. این موجودات به گونههای مختلفی تعلق داشتند و ویژگیهایی داشتند که از خط خونیشان نشات نمیگرفت. همچنین، پس از مدتها جنگ با نیروهای حاکمان، بهطور طبیعی مقاومتی نسبت به قدرت آنها پیدا کرده بودند.
هیولاهای تازهوارد فوراً ارزش خود را نشان دادند. سوسکهای پرنده میتوانستند با ارتش اژدهایان مقابله کنند، اما حاکمان قبلی نیروهایی را فرستاده بودند که توانایی دفع این حشرات مزاحم را داشتند. موجوداتی شبیه به سگ، عقاب، فیل و موش به میدانهای نبرد وارد شده و حملات گستردهای را اجرا کردند که قادر به دور کردن گروههای تهدیدآمیز بود.
تواناییهای جانوران جادویی اصلاحشده نیز به یک ویژگی واحد وابسته نبود. موشها از تعداد بالا و بدنهای برترشان استفاده میکردند. سگها هالهای سمی و به رنگ نارنجی از پوستشان تابش میکردند. عقابها غرشهای کرکنندهای سر میدادند و فیلها مقاومت ذاتی خود را با اژدهایان به اشتراک میگذاشتند.
ورود جانوران جادویی اصلاح شده از سوی حاکمان قبلی در چند نبرد، شرایط را به کلی دگرگون کرد. اژدهاها فرصتی یافتند تا در برابر دشمنانی که برای مقابله با آنها ساخته شده بودند، دست به حمله بزند و آنها را در هم بشکند. حضور تهذیبگران ممتاز نیز چندان کمکی به دشمنان نکرد، زیرا آنها قادر به شکست رهبران رده بالا، پیش از نابودی کامل سوسک های بالدار نبودند.
این شرایط به نفع نوآ تمام شد. سوسک های بالدار به دلیل تعداد زیادشان منبع انرژی قابلتوجهی بودند، و نوآ بهزودی مجبور شد میدان نبرد اژدهای زمان را ترک کند و به نبردهای دیگر نگاه کند.
در این بین، مخالفان آسمان و زمین پیروزیهای مهمی را کسب کردند، که این به نوآ اجازه داد تا مقدار عظیمی از انرژی را جذب کند. او گهگاهی مجبور میشد از جاهطلبیاش برای تقویت نیروی جذب استفاده کند، اما دستاوردهایش همچنان بسیار زیاد بودند.
نیازهای سرسامآوری که در طول سفر تهذیبش او را به چالش کشیده بودند، دیگر در این محیط پر از منبع...
کتابهای تصادفی

