سیستم خوناشامی من
قسمت: 171
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 171 یک شرط
از اوّلش مشخص بود که هیچکس نمیخواست به مصاف فکس برود. و این بار، فقط بهخاطر اینکه او یک سطح یک است نبود. او نمایشی تأثیرگذار اجرا کرده بود، و این مشخص میکرد که اگر فردی بر علیهش قرار میگرفت، آنها هیچ شانسی نخواهند داشت. اگر در یک تمرین به او میباختند، آن هم به یک سطح یک، مایهی تمسخر کل کلاس قرار میگرفتند، و داستان این اتّفاق در تمام مدرسه پخش میشد.
با دیدن این، شانسی برای کوئین بهوجود آمد که به فکس نزدیک شود. او در یک محیط عمومی بود و دانشآموزانی در اطرافشان بودند ،پس نمیتوانست هیچ کار مسخرهای انجام دهد، و اگر به هر دلیلی کاری میکرد، یک فرد در اتاق بود که کوئین اطمینان داشت میتواند با او مقابله کند، لئو.
درحالیکه فکس داشت اطراف اتاق به دنبال ارین میگشت، متوجّه شد همین الآن هم با لایلا متحد شده، و او شانسش را برای نزدیک شدن به ارین از دست داده است. هرچند، فهمید یک بو دارد به آرامی بهسمت او میآید، بویی که با آن آشنایی داشت، خونآشامی دیگر در اتاق بود. فکس هنوز مطمئن نبود که این شخص دقیقا چه کسی است اما برای اینکه به تنهایی به این پایگاه فرستاده شود باید یک عضو با مقام بالا در خانوادهشان باشد. یا شاید شرایطی یکسان با فکس دارد.
چیز عجیب دیگر این بود که او نمیدانست فکس چه کسی است. یکی از وارثهای احتمالی یکی از سیزده خانواده، فردی که تقریباً همه خونآشامها میشناختند.
اما افرادی هم بودند که از سنین جوانی به مأموریت فرستاده میشدند و هنوز بازنگشته بودند، پس قابل درک بود اگر چند نفر هرگز قبلاً او را ندیده باشند.
بهخاطر آن دلایل، فکس تصمیم گرفته بود به این امید که روابط بین خانوادهها را خراب نکند کمکش را پیشنهاد دهد. خانوادهها معمولاً درگیر کارهای یکدیگر نمیشوند مگر اینکه ارشد بزرگ درخواست کند. ازاینرو او مواظب بود که در کار بقیّه فضولی نکند.
کوئین در همان حال که به فکس خیره شده بود،گفت: «فکر کنم تو همین الآنشم میدونی من چیام.» مشت هایش را بسته نگه داشته بود، و آماده بود که شرایط هر لحظه تغییر کند.
فکس پرسید: «تو میدونی من کیام؟»
با تشکّر از مهارت شناسایی سیستم، کوئین میدانست.
«فکس سانگویینیس، درسته؟» زمانی که کوئین پاسخ داد، مطمئن نبود در اوّل چه بگوید. اگر نامش را میگفت، آیا فکس به...
کتابهای تصادفی

