سیستم خوناشامی من
قسمت: 277
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۲۷۷: مسابقه جدید
با شنیدن این خبر تکان دهنده مبنی بر اینکه فکس به تازگی شکست خورده، کوئین به این فکر بود که چه کاری باید انجام دهد. همیشه این احتمال وجود داشت که چنین اتفاقی بیفتد. شاید فرد سطح بالایی آنها را دیده و نتوانند به روش معمول با آن برخورد کنند.
این فکر همیشه در پس ذهن کوئین بود ولی هر چندین بار که به آن فکر میکرد، پایانی که در ذهنش نقش میبست یکسان بود. او باید آنها را میکشت.
همینگونه رها کردنش نیز خطرناک بود و از آنجایی که هنوز در آکادمی نظامی حضور داشت راهی برای فرار در اختیارش نبود. در حالی که به سیا نگاه میکرد، فکرهایی از راههای ممکن او برای انجام این کار به ذهن کوئین خطور کرد و یک تصویر آزاردهنده خاص وارد مغزش شد.
اینکه گردن سیا با دو دستش گرفته و در حالی که دو سوراخ کوچک روی گردنش وجود دارد خون از دهان خودش میچکید.
فکس گفت: «هی، چرا تو سعی نمیکنی حافظه اونو پاک کنی؟» این پیشنهاد ممکن بود قبلاً غیرمعمول به نظر برسد، اما در حال حاضر نه. فکس دلایل خود را داشت. پس از مشاهده مبارزه کوئین با جانور رده پادشاه، او میدانست که سرعت او از قبل به سرعت یک خون آشام نجیبزادهست. فکس هنوز مطمئن نبود که کوئین تکامل یافته و به مرحله خونآشام نجیب رسیده یا نه، اما هنوز این احتمال وجود داشت که جادوی او قویتر از خودش باشد.
به طور تصادفی، زمانی که فکس این پیشنهاد را مطرح کرد، کوئین نیز همین فکر را در سر داشت. آیا امتیاز جادوی فعلی او از فکس بالاتر بود؟ وقتی امتیازهایش به بالای سی رسید، او افزایش زیادی در سرعتش احساس کرد.
اگر مهارتهای جادوی او در حال حاضر علیه سیا کار نمیکرد. در واقع شانس خوبی وجود داشت که روی مهارت جادوی خودش کار کند تا امتیازش از سی بیشتر بشود.
«می تونه کار کنه.. اما اگر نشه...»
قبل از اینکه حتی بتواند تصمیمی بگیرد، نیتن شروع به اعلام یک خبر کرده بود.
نیتن در حالی که دستش را در هوا بلند میکرد، گفت: «همه گوش کنین. دیگه نیازی به موندن دانشآموزها در اینجا نیست. راحت به اتاقهای خودتون برگردین و صبح، برنامه هفته بعد رو بهتون میدیم. ممکنه امشب پیامی بفرستیم پس حواستون به ساعت مچیهاتون باشه.»
«برای استادهای عزیزمون هم ممنون میشم که در اینجا همراه من باقی بمونید.»
به محض گفتن این کلمات، درهای سالن پورتال کاملاً باز شد و دانشآموزان شروع به بازگشت به اتاق خوابگاه خود کردند. آنها خسته و شکست خورده بودند و تنها میخواستند تجربهای را که پشت سر گذاشتهاند را از خاطر پاک کنند.
با نگاهی به اطراف، کوئین فهمید سیا قبلاً از آنجا رفته. شب بود و منع رفت و آمد ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب سیستم خوناشامی من را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

