فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 290

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۹۰ پیش سوی به پایگاه اول

وقتی او نام پیتر را صدا زد، همه کسانی که به کلاس دل تعلق داشتند با سردرگمی به یک‌دیگر نگاه کردند، در حالی که کوئین و دوستانش حیرت زده آنجا ایستاده بودند. با توجه به حوادث تکان دهنده پیتر، بسیاری می‌دانستند که او کیست، به خصوص پس از مشکوک شدن به همکاری با سازمان خالص.

با این حال، افراد دیگر از اینکه چرا کلاس دل مشغول غیبت و غوغا شده‌اند، بی‌اطلاع بودند.

دانش‌آموزیی گفت: «این همون پیترَ‌ست؟»

«فکر می‌کردم یکی از اعضای سازمان خالص باشه؟»

«شاید عضوش نبوده، و تازه متوجه شدن؟»

گمانه زنی‌ها پیرامون پیتر در مورد اینکه چرا پیدایش نشده بود افزایش یافت. اگر او در میان آنها حضور داشت، به این معنی بود که ارتش باید او را بی‌گناه دانسته باشد. با این حال، پس از اینکه دانش‌آموزان راجع به اینکه او چرا این‌جاست فکری نکردند، سؤال بزرگ‌تری در ذهن آنها ایجاد شد.

چرا او به عنوان جانشین وردن در مسابقات انتخاب شده بود؟ پیتر به دلیل استفاده از توانایی زمین سطح یک در بیشتر روزهای مدرسه‌اش شهرت داشت. فقط بعدها بود که پیشرفت کرد و توانست خود را به سطح چهار برساند.

دانش‌آموزان تنها کسانی نبودند که انگیزه خود را زیر سوال بردند. کوئین و بقیه هم تفاوتی نداشتند.

از هوای رقیق، یک دایره نورانی در جلو، در کنار جایی که سایر دانش‌آموزان ایستاده بودند، شروع به روشن شدن کرد. چند لحظه بعد نور از بین رفت و به‌جای آن یک سرباز ایستاد و در مقابلش پیتر قرار داشت.

وقتی پیتر را در مقابل چشمانشان دیدند، قلب و ذهنشان کمی آرام گرفت. همه آنجا احساس گناه می‌کردند که تصمیم گرفته بودند تا پیتر را نجات ندهند. اما دیدن او بدون حتی یک خراش روی بدنش باعث شد خیالشان راحت شود.

کوئین فکر کرد: «به‌نظر می‌رسه که ارتباطی که باهاش داشتم درست بوده و اونا تو سیاهچال بهش آسیبی نزدن، اما چرا تو مسابقات شرکتش دادن؟ با عقل جور در نمیاد.»

با این حال، لوگان به این احتمال نیز فکر کرده بود. این فقط شانس کمتری به احتمال رخ دادنش می‌داد. در این زمان، ارتش به احتمال زیاد پیش از این پیتر را به عنوان یکی از اعضای سازمان خالص در نظر گرفته بود. نه تنها ویدئویی برای تأیید این جزئیات در اختیار داشتند، بلکه این واقعیت که او با استفاده از مهارت تغییر شکل دوباره به آنجا نفوذ کرده بود، در نظر آنها مانند تأییدی مضاعف بر این عمر جلوه می‌کرد.

تنها دلیلی که می‌خواستند پیتر در این مبارزه حضور داشته باشد، این بود که فکر می‌کردند سازمان خالص در حال تماشای این اتفاق‌ست. اگر آن‌قدر به پیتر اهمیت می‌دادند که او را از چنگال ترودریم نجات دهند، شاید دوباره همین کار را در بخش ابتدایی رویداد ابتدایی نیز انجام می‌دادند.

اما آنها اصلاً به پیتر اهمیت نمی‌دادند و این مسابقات نظامی برای آن‌ها مثل صحنه‌ای منا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی