فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 588

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت ۵۸۸: کارمند تنها

در جایی در منطقه‌ای ناشناخته، در قلمرویی نامعلوم، یک سفینه فضایی پیشرفته در حال شناور بودن در جای خود دیده می‌شد. ممکن است کسی فکر کند که یک خدمه بسیار هماهنگ و سطح بالا در آن حضور دارد، اما تنها کسی که برای حفاظت از این سفینه بزرگ که می‌توانست حدود دو هزار سرباز را در خود جای دهد، باقی مانده بود، یک نفر بود.

یک جوان به نام پیتر. مدتی بود که دیگران او را برای مراقبت از سفینه تنها گذاشته بودند و او می‌توانست با اطمینان بگوید که هیچ مشکلی وجود ندارد. حداقل با خود سفینه، زیرا یک مشکل بزرگ با خودش وجود داشت و آن این بود که او حوصله‌اش سر رفته بود.

دلایل متعددی وجود داشت که چرا پیتر به عنوان نامزد ایده‌آل انتخاب شده بود. اصلی‌ترین آن‌ها این بود که او هرگز نیازی به خواب نداشت. اگر دشمنی در هر زمانی از روز می‌آمد، او می‌توانست متوجه شود.

توانایی او در جذب و بازپرداخت سریع دانش نیز یک نکته دیگر بود. هر چیزی که لوگان باید درباره کنترل‌های سفینه به او می‌گفت، در ذهنش فرو می‌رفت و فقط یک بار نیاز به گفتن داشت.

او هیچ تماسی از هیچ یک از هم‌تیمی‌هایش در سفینه دریافت نکرده بود. این شامل کوئین هم می‌شد، اما او خیلی نگران نبود. در یک مقطع، پیتر می‌توانست احساس کند که قوی‌تر می‌شود، که به معنای قوی‌تر شدن کوئین نیز بود.

با این حال، یک چیز وجود داشت که پیتر می‌توانست برای گذراندن وقت در سفینه انجام دهد، و آن بازی کردن بازی، VR جنگجویان قدرت بود. یک اتاق بازی در سفینه وجود داشت که چند کپسول VR برای بازی کردن در آن قرار داشت. در ابتدا، پیتر از بازی کردن بازی دوری می‌کرد و وظیفه‌اش را جدی می‌گرفت.

اما در طول زمانی که در سفینه بود، هیچ اتفاقی نمی‌دید. هیچ چیز جالبی رخ نداده بود. معلوم شد که فضا پس از گذر از تمام مناظر زیبا، بسیار خسته ‌کننده است، به ویژه بخشی که آن‌ها در آن بودند.

می‌شد گفت که سفینه بزرگ هنوزدر منظومه شمسی و راه شیری قرار داشت و آن‌ها از مسیری که باید برای رسیدن به ایستگاه‌های وارپ می‌رفتند، بسیار دور بودند. ایستگاه‌های وارپ به معنی واقعی کلمه تلپورت‌هایی بسیار بزرگ بودند که انسان‌ها برای جابجایی سفینه‌های‌شان از آن‌ها استفاده می‌کردند. در مجموع چهار ایستگاه وجود داشت که از هم دور بودن، هر کدام از این ایستگاه‌ها متعلق به یکی خانوادگان بزرگ بود. ارتش و ترویدریم هم جمعاً یکی از این ایستگاه‌ها را در اختیار داشتند که به ‌صورت مشترک از آن استفاده می‌کردند.

این به این دلیل بود که سیارات هیولاها در همان منظومه شمسی که زمین در آن قرار داشت، نبودند، اگرچه ایستگاه وارپ دیگر به شدت توسط ارتش یا خانواده‌ها مانند گذشته کنترل نمی‌شد، درست مانند ایستگاه‌های زمینی. چنین سفینه بزرگ و قدرتمندی توجه زیادی را به خود جلب می‌کرد، به همین دلیل آن‌ها تصمیم گرفتند از سفینه‌های کوچک‌تر برای رسیدن به پایگاه کروز استفاده کنند.

بنابراین...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی