فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 22

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 22: شانگوان بینگ ‌شو

به‌زودی، بای زه‌مین جان گروه دوم اجساد متحرک را تقریباً بی‌زحمت گرفته بود. تنها مشکل، مصرف مانا بود. درحال‌حاضر، بای زه‌مین با مشکلِ نداشتن کنترل خوب ‌روی مانایش رو‌به‌رو بود، از‌ همه‌ اینها گذشته او هیچوقت کنترل همچین قدرتی را نه استفاده کرده و نه تحت اختیار داشته بود.

اگه می‌خواست از مانایش استفاده کند تا یک حمله‌ی همه‌جانبه را بدون اهمیت دادن به عواقبش انجام دهد، هیچ مشکلی وجود نداشت زیرا لازم نبود نگران مصرف مانا باشد; این کار را در مقبل سوسک فروزان مرتبه اول انجام داده بود. بااین‌حال مشکل زمانی ظاهر می‌شود که هدفش انجام حملات ضعیف بسیاری باشد که مصرف مانای کمتری دارند.

برای تمام کردن جان آن پانزده زامبی بای زه‌مین تقریباً 40 امتیاز مانا مصرف کرده بود که خیلی قابل توجه بود زیرا تمام مانای فعلیش 204 امتیاز بود.

متاسفانه، به‌نظر نمی‌آمد امروز شانس با بای زه‌مین همراه باشد زیرا بعد از تمام کردن آن گروه پنج‌تایی زامبی، یک گروه ده‌تایی دیگر در دروازه‌ی ورودی ظاهر شدند و شروع به راه رفتن به‌ سوی او کردند. بعضی از زامبی‌ها از روی اجساد هم‌نوعان خود سکندری می‌خوردند و تلاش می‌کردند دوباره ‌روی پاهای خود بایستن. در‌حالی‌که بقیه‌شان به‌خاطر آنکه می‌خواستند به‌طور گروهی وارد شوند، در دروازه گیر کرده بودند و راه آنهایی که در عقب بودند را مسدود کرده بودند.

بای زه‌مین 15 امتیاز مانا مصرف کرد و زندگی کسانی که با موفقیت از دروازه وارد شده بودند را تمام کند و بقیه‌ آنهایی که در دروازه ورودی گیر کرده بودند و راه را مسدود کرده بودند زنده گذاشت.

بای زه‌مین اخم کرد و بسیار احساس ناامیدی کرد.

بااینکه می‌تونم به‌طور موقت از اون زامبی‌ها استفاده کنم ولی اگه یه جانور جهش‌یافته یا یه زامبی تکامل‌یافته سروکله‌ش پیدا شه و اجازه بده این گروه بی‌پایان زامبی به اینجا حمله کنند، زندگی کوچیک من شاید در خطر بیفته.

لیلیث که فقط می‌توانست بدون آنکه کاری انجام دهد نگاه کند، می‌خواست چیزی به بای زه‌مین بدهد که ناگهان یک لبخند بازیگوش روی لبانش شکفته شد و به آرامی گفت: «مثل اینکه بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی ازت قدردانی میشه.»

بای زه‌مین با تعجب و چشم‌های پرسشگر به او نگاه کرد ولی پاسخی که او دنبالش بود از لیلیث نیامد بلکه از محیط بیرون بود.

ناگهان به‌نظر می‌آمد دما چند درجه سردتر شده است و جو سردی که به‌خاطر طوفان خروشان به‌وجود آمده بود سردتر شد. صدای غرغر زامبی‌ها و افتادن یکی پس از دیگری بدن‌ها حتی در آن طوفان به گوش بای زه‌مین می‌رسید.

پس از تقریباً پنج...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی