فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 23

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 23: نگاه‌های متفاوت، رفتارهای متفاوت

فضای داخل ساختمان به شدت گرفته بود.

صدای هق‌هق‌های خفه شده همراه با زمزمه‌های حاوی کلمات ترس و نگرانی تقریباً در همه‌جا شنیده می‌شد.

برخی از مردان به زنان زیبا دلداری می‌دادند و عهد می‌بستند که با جانشان از آنها محافظت کنند و به‌لطف آن زنان درمانده‌ای را به دست می‌آوردند که هیچ‌کس دیگری را برای اعتماد کردن نداشتند. بااین‌حال، آن مردانی که شهامت برداشتن اسلحه برای جنگیدن را نداشتند، چگونه می‌توانستند از آنها دفاع کنند؟ اما با شرایطی که دنیا در آن بود، گاهی اوقات حتی امیدهای واهی هم با آغوش باز پذیرفته می‌شد.

از جمله این افراد لیانگ پنگ بود.

به عنوان یکی از معدود مردان این گروه که نه‌تنها شجاعت مبارزه را داشت، بلکه توانایی محافظت از دیگران را نیز داشت، لیانگ پنگ که ذاتاً شه*تران بود توسط گروهی متشکل از پنج دختر دانشگاهی محاصره شده بود.

ظاهر لیانگ پنگ چندان عالی نبود و در واقع کمی زشت بود تا خوش‌تیپ. بااین‌حال، آنچه زنان به طور طبیعی ضعیف‌تر به آن نیاز داشتند، زنده ماندن در این دنیای جدید بود. این چیزی بود که آنها پس از یک روز مشاهده کردن مردن دوستانشان مانند یک مگس در مقابل چشمانشان متوجه شده بودند.

چن هه اگر می‌خواست می‌توانست خود را با دخترای زیبا احاطه کند. حتی بیشتر از لیانگ پنگ. بااین‌حال، او به سادگی در گوشه‌ای ایستاده بود و با یک نگاه معمولی لیانگ پنگ را نگاه کرد.

بنگ!

ناگهان در با صدای بلندی باز شد و نگاه همه را به خود جلب کرد. هر یک از آنها به خدا یا هرچیز مقدسی دعا می‌کردند که دیگر دشمنی ظاهر نشده باشد.

در ابتدا، وقتی شانگوان بینگ شو و بای زه‌مین را دیدند، ناخودآگاه نفس راحتی کشیدند. بااین‌حال، پس از دیدن شانگوان بینگ شو که بای زه‌مین را درحال تلوتلو خوردن کمک می‌کند ، حالت صورتشان پر از ناباوری شد. به خصوص کسانی که توسط او نجات یافته بودند.

«اون... اون زخمی شده؟»

«چه موجودی می‌تونسته اون رو انقدر زخمی کنه که دیگه نمی‌تونه تنهایی حرکت کنه؟»

«این چطوری ممکنه...»

گروه دانش‌آموزان و معلمان بازمانده شروع به زمزمه كردن كردند و نگاه‌هايشان پر از وحشت و دلهره شد.

اگر موجودی وجود داشت که بتواند باعث شود بای زه‌مین، یکی از قوی ترین افراد این گروه و یکی از معدود افرادی که واقعاً شجاعت و توانایی مبارزه را داشت، درچنین وضعیت اسفباری رها شود که حتی نمی‌توانست خودش حرکت کند، پس آنها چگونه می‌توانستند زنده بمانند؟ ترس و نگرانی از آینده بار دیگر بر ذهن ضعیف آنها غلبه کرد.

لیانگ پنگ نیز تغییر جزئی در حالت خندان قبلی خود داشت و برای لحظه‌ای فراموش کرد که ظاهراً بهترین لحظه زندگی خود را سپری می کند.

در مورد چن هه، او به دلایل مختلف مات و مبهوت شد. با دیدن شانگوان بینگ‌شو که به بای زه‌مین کمک می‌کند، او نمی‌توانست چیزی که می‌بیند را باور کند و حتی برای ل...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی