فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 67

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 67: قوی‌ترین شخص پادشاه است! (بخش اول)

«چی گفتی تکه گوه کوچولو؟!»

«گفتم بزدلی! به‌خاطر همینه که غذایی که داری رو می‌خوری در حالی که من چیزهای بهتری از مال تو می‌گیرم!»

«تو فقط داری به سگ خودنما تبدیل می‌شی ولی همچنان یه سگی!»

«به جای اینکه فقط یه سگ باشی، سگی باش که بتونه خودنمایی کنه!»

درگیری لفظی بین دو دانشجوی سال اول و گروه پنج نفره‌ی دوستان به اطراف گسترش پیدا کرد و رفته‌رفته از کنترل خارج می‌شد. کسانی که بهترین چیزها را می خوردند شروع به نشان دادن برتری خود به افرادی کردند که بدترین غذاها را می‌خوردند و اشخاصی که بدترین غذاها را می‌خوردند شروع به تمسخر کسانی کردند که بهترین ها را می‌خورند.

از شش روز پیش که دنیا تغییر کرده بود، تمام این افراد عملا بدون دیدن نور خورشید به جز اشعه‌هایی که از پنجره‌های کوچک با میله‌های فلزی عبور می‌کردند، محبوس شده بودند. حبس همراه با غرش گاه و بیگاه برخی از جانوران جهش‌یافته و ترس از دانستن اینکه مرگ دائما بالای سرشان کمین کرده است باعث شده بود تمام این افرادی که حتی جای راحتی برای خوابیدن نداشتند، استرس زیادی در خود جمع کنند تا جایی که فقط یک قطره‌ی کوچک طول کشید تا لیوان سرریز شود.

اکنون که سرانجام شعله‌ی کوچکی از درگیری زبانه کشیده بود، همه در تلاش برای رهایی از ناامیدی فروخورده و دور کردن ترسی که بر شانه‌های‌شان سنگینی می‌کرد، شروع به بحث و جدل بر سر موضوعات بی‌اهمیت کردند.

بای زه‌مین بی‌صدا همه چیز را از جای خود زیر نظر داشت و چنان به شام خوردن خود ادامه داد که گویی نگران هیچ اتفاقی نیست.

وو یی‌جون از این آشفتگی ناگهانی ابرویی بالا انداخت و به بای زه‌مین نگاه کرد و محتاطانه پرسید: «جلوشون رو نمی‌گیری؟»

سرش را تکان داد و به جلو اشاره کرد و آرام گفت: «نیازی نیست. به هر حال شاهزاده‌ی جذاب و شاهدخت زیبا این کار رو انجام می‌دن.»

شاهزاده‌ی جذاب و شاهدخت زیبا؟ وو یی‌جون نگاه بای زه‌مین را دنبال کرد و بالاخره متوجه شد که او درمورد چه چیزی صحبت می‌کند.

او بی‌اختیار سرش را تکان داد و با دیدن شانگوان و چن هه که به طرف مرکز درگیری می‌رفتند، زیر خ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی