جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 97
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۹۷: شانگوان در خطر
گربه خالسبز که رو به مار جهش یافته بود بهشدت نفسنفس میزد و درخشش پنجه هایش به میزان قابل توجهی کمرنگ شده بود. سرعت آن حداقل 50 درصد کاهش یافته و تمام بدنش غرق در عرق و غبار بود.
از سوی دیگر، مار جهشیافته با بریدگیهایی در طول و عرض بدنش پر شده بود که از آن بخشها خون فوران میکرد. درخشش قرمز چشمانش کمرنگ، و حرکاتش سنگینتر از حد معمول شده بود.
اگرچه نبرد بین این دو موجود تا کنون تنها چند ثانیه طول کشیده بود، اما هر دو 101 درصد از توانشان را برای پایان دادن به زندگی دیگری داده بودند. یک اشتباه ممکن بود به قیمت جان یکی از آنها تمام شود، بنابراین در طول این چند ثانیه، مهارت ذاتی خود را بارها فعال کرده بودند و استقامت و مانایشان به اندازهی قابل توجهی کاهش پیدا کرده بود.
قویتر شدن، تکامل، قدمی فراتر برداشتن. هر موجودی ممکن است انگیزه های متفاوتی داشته باشد، اما همه آنها میخواستند پیروز باشند. متأسفانه، سرنوشت گربه جهش یافته خال سبز و سرنوشت مار جیائو-لائو، این چنین نبود.
باد با شدت زیادی زوزه کشید و تمام آن چیزی که گربه خال سبز از گوشه چشمش میدید، درخشش فلزی تیغهای بود که به گردنش نزدیک میشد.
[شما قدرت روح گربه خال سبز سطح 40 را به دست آوردید. ۳ امتیاز به چابکی شما افزوده شد.]
[اراده خونی:: 8.2٪ از 50٪]
سر گربه جهشیافته به سمت آسمان پرتاب شد و رنگ خون قرمز گربه در چشم مار جیائو-لائو منعکس شد. این آخرین چیزی بود که جانور قبل از جدا شدن سر از بدنش نیز میتوانست ببیند.
[شما قدرت روح مار مرتبه اول جیائو-لائو سطح 43 را به دست آوردید.]
[اراده خونی: 9.1٪ از 50٪]
بای زهمین در حالی که خون شمشیرش را تکان داد آهی کشید و گفت: «پس دیگه با کشتن این مارها امتیاز اضافهای دریافت نمیکنم؟»
از آنجایی که مار جهشیافته ضعیف و زخمی شده بود، کشتن آن آسانتر از حد معمول بود. اگرچه حیف بود که امتیاز آماری بیشتری بهدست نیاورد، اما این چیزی بود که بای زهمین انتظار داشت دیر یا زود اتفاق بیفتد.
او به زمین ...
کتابهای تصادفی



