فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 108

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۰۸ - چهارده روز، دو هفته و طی کردن مسیرهای جداگانه (قسمت ۱)

پکن شهری بسیار بزرگ بود و تعداد ساکنان آن در مجموع به حدود سی میلیون نفر می‌رسید. خود شهر از ۱۶ ناحیه بزرگ و ۲ شهرستان کوچکتر تشکیل شده بود در حالی که جمعیت به‌طور مساوی در تعداد زیادی شهر و روستاهای کوچک‌تر توزیع می‌شد.

دانشگاه پکن در ناحیه یان‌چینگ قرار داشت که از ۳ شهر بزرگ یا ناحیه فرعی، ۱۱ شهرستان و ۴ روستا تشکیل شده بود. درست در شمال غربی پایتخت چین. به‌طور دقیق، دانشگاه در یکی از سه ناحیه بزرگ، زیرمجموعه رولین قرار داشت.

«من به سمت جنوب حرکت می‌کنم.» بای زه‌مین سکوت را شکست و با عزمی که در چشمانش برق می‌زد گفت: «یا دقیق‌تر بخوام بگم، به سمت منطقه چانگ‌پینگ میرم.»

ناحیه یان‌چینگ از شمال با ناحیه هوایی‌رو و از جنوب با منطقه چانگ‌پینگ هم‌مرز بود. زه‌مین ادامه داد: «خانواده من در یانگ‌فانگ هستن و باید هر چه زودتر به اونجا برسم.»

یکی دیگر از دلایل امیدواری زه‌مین به‌زنده بودن خانواده‌اش، شهرستان پدری‌اش یعنی یانگ‌فانگ با بیش از پنجاه هزار نفر جمعیت بود. این بدان معنا بود که حتی اگر بسیاری از افراد به زامبی جهش پیدا کنند، باز هم بهتر از مکان‌های پرجمعیت بود و بدون شک شانس زنده ماندن‌شان در چنین مواردی بسیار افزایش پیدا می‌کرد.

چن‌هه سرش را تکان داد و به شانگوان و وو‌یی‌جون نگاه کرد و قبل از اینکه به اهدافشان اشاره کند گفت: «بینگ‌شو، یی‌جون و من هم در حال حرکت به سمت جنوب هستیم، اما منطقه های‌دیان رو هدف قرار دادیم. این جاییه که خانواده‌های ما درش قرار دارن.»

بای زه‌مین به هیچ وجه تعجب نکرد، زیرا از زمانی که در مورد سابقه نظامی چن‌هه مطلع شد، حدس‌های خود را در مورد شانگوان و یی‌جون زده بود.

اگرچه او دقیقاً نمی‌دانست پیشینه آنها چیست فقط بر اساس این واقعیت که آنها دوستان دوران کودکی چن‌هه بودند، به راحتی می‌توانست تصور کند که آنها جزو خانواده‌های دولت یا ارتش هستند. در آن صورت، طبیعی بود که هر سه نفر به سمت جنوب حرکت کنند، زیرا منطقه یان‌چینگ یک منطقه مرزی با پکن بود و فراتر از آن، خارج از منطقه‌ی پایتخت می‌شد.

«حدس می‌زنم ما تا اون زمان رفقای مسافر حساب میشیم.» بای زه‌مین لبخند کوچکی زد و بدون اینکه چهره‌اش افکار واقعی‌اش را آشکار کنند به سه نفر نگاه کرد.

«پس تا اون زمان هم از ما حمایت کنین!...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی