فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 176

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۷۶ - برنامه‌های آینده

زمان خیلی سریع گذشت.

قبل از اینکه بای زه‌مین حتی متوجه شود، او در همان موقعیت، در همان نقطه، در مجموع پنج ساعت کامل باقی مانده بود.

با این حال، زمان نسبی بود. وقتی شخصی در حال انجام کاری بود که به نظرش خسته کننده بود، نشانگرهای ساعت در جایش راکد به نظر می‌رسید و به سختی حرکت می‌کرد.

اما وقتی شخصی کاری را انجام می‌داد که از صمیم قلب دوست داشت یا از ان لذت میبرد، به نظر می‌رسید که نشانگرهای ساعت برای انجام چرخش‌های بی‌شمار عجله دارند.

طعنه آمیز نبود؟

لحظاتی که می‌خواستیم سریع ان را بگذرانیم، لحظه‌هایی بودند که به نظر می‌رسید برای همیشه باقی می‌مانند، در حالی که لحظاتی که دوست داشتیم برای همیشه در ان بمانیم، به نظر می‌رسد که در یک ثانیه تمام میشوند.

اگرچه پنج ساعت تمام گذشته بود، در حالی که تنها دو ساعت دیگر تا آغاز فرود خورشید در افق دور باقی مانده بود، بای زه‌مین با چشمانی پر از اشتیاق و محبت فراوان، همچنان به اندیشیدن تصویری که در دستانش بود، ادامه داد.

در واقع، او به قدری جذب چهره‌های ثبت شده در عکس هر یک از آنها شده بود که حتی متوجه نشد که کسی به او نزدیک می‌شود، تنها زمانی متوجه شد که آنها وارد محدوده ده متری‌اش شدند.

برای اولین بار بعد از این همه ساعت، بای زه‌مین دیگر به عکسی که در دستانش بود نگاه نکرد و از درختی که روی آن نشسته بود به پایین خیره شد.

شانگوان از روی زمین به او نگاه کرد. چشمان شفاف او به سردی یخ هزار ساله اما به طرز عجیبی، با شعله کوچک دلربایی در درونشان، قبل از اینکه دوباره مستقیماً در چشمان او نگاه کند، نگاهی کوتاه به تصویری که در دست داشت انداخت.

اگرچه او به دلیل زاویه نمی‌توانست چهره‌های عکس را به وضوح ببیند، اما موفق شده بود چهار نفر را تشخیص دهد. دو مرد و دو زن حتی بدون اینکه بپرسد، برای شانگوان کاملاً واضح بود که این خانواده باید خانواده او باشند.

با این حال، او نتوانست نپرسد: «اونا خانوادتن؟»

بای زه‌مین قبل از تکان دادن سر کمی به او نگاه کرد. او پرتره را برگرداند تا او بهتر ببیند و به آرامی اشاره کرد: «بابام، مامانم و خواهر کو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی