فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 417

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

پس از پشت سر گذاشتن کل ارتش تکامل‌یافته روح، بای زه‌مین با همراهی چن‌هه و نانگونگ لینگشین به سایه‌هایی چشمک زن تبدیل شد. به نظر می‌رسید بدن آن‌ها در میان درختان چشمک می‌زند، قدم‌هایشان آنقدر سریع بود که وقتی نوک انگشتانشان برای لحظه‌ای کوتاه به نقطه‌ای روی زمین برخورد می‌کرد، علف‌های زیر پایشان به سختی خرد شد.

فقط حدود پنج دقیقه طول کشید تا تقریباً ده کیلومتر مسافت را طی کنند و این فقط به این دلیل بود که آن‌ها خودداری می‌کردند. این به ویژه در مورد بای زه‌مین صدق می‌کرد که حتی تلاش نمی‌کرد وگرنه این فاصله در یک لحظه کوتاه بسته می‌شد. در مورد دو نفر دیگر، در حالی که آن‌ها جلوی خود را ‌می‌گرفتند، در مقایسه با بای زه‌مین زیاد نبود.

مسافت متوسط 33 متر در ثانیه.... چنین چیزی در گذشته غیرقابل تصور بود، اما اکنون برای افرادی که در سطوح بالا هستند یا مهارت‌های فعال قدرتمندی که قادر به افزایش چابکی هستند را دارند، امکان پذیر بود.

نانگونگ لینگشین اظهار داشت که احساس می‌کرد بدنش در مقایسه با خودش بسیار سبک‌تر و چابک‌تر شده است، در مقایسه با قبل از اینکه مهارت مرتبه دوم را که پس از مصرف میوه‌های گنجی که بای زه‌مین چندین روز پیش به او اعطا کرده بود، فعال کند.

از آنجایی که سطح نانگونگ لینگشین 25 بود و او در حال تکمیل تلاش‌های موفقیت آمیز خود بود، چابکی او به طور طبیعی پایین‌تر از چن‌هه و بای زه‌مین بود. بنابراین، او چاره‌ای جز متوسل شدن به قدرتمندترین مهارت حرکتی خود نداشت.

بای زه‌مین کمی لبخند زد اما در مورد سخنان نانگونگ لینگشین زیاد اظهار نظر نکرد. هر مهارت مرتبه دوم بدون توجه به اینکه چقدر بی‌فایده به نظر می‌رسید قدرتمند بود، این به کاربر بستگی داشت که بتواند از آن مهارت استفاده کند. با این حال، حرکت رعد و برق بدون شک یک مهارت فوق العاده بود.

اگر به خاطر این واقعیت نبود که برای پیشروی به مرتبه سوم نیاز به به دست آوردن دو سنگ روح مرتبه سوم و پنج سنگ روح درجه دوم بود، بای زه‌مین از مدت‌ها قبل این مهارت را تکامل داده بود.

«به جای درست رسیدیم.» بای زه‌مین ناگهان گفت و دو طرف او که از نزدیک دنبالش می‌رفتند ایستادند.

«این جای درسته؟» نانگونگ لینگشین نمی‌توانست جلوی غر زدنش را بگیرد و با ترسی طولانی در قلبش به صحنه‌ای که در مقابلش بود نگاه کرد.

شهری ویران شده که تا حدی پوشیده از درختان و سایر گیاهان وحشی است که ظاهراً بدون کنترل شروع به رشد کرده بودند. دو جنگل بزرگ با علوفه انبوه شرق و غرب شهر ویران شده را پوشانده و فقط جنوب و شمال آن را بدون پوشش می‌گذارند. شمال جایی بود که گروه سه نفره به رهبری بای زه‌مین از آنجا آمدند در حالی که در جنوب دیوار چوبی عظیمی به ارتفاع چند متر بود.

«این جا میدون جنگ نیست؟» چن‌هه مات و مبهوت پرسید و ناخودآگاه چنگش را روی کمان دست چپش محکم کرد.

در مقابلشان ارتش بزرگی از دور دیده می‌شد که سلاح‌های خود را به جلو نشان می‌داد. علاوه بر این، حواس تقویت‌شده به‌عنوان تکامل‌دهنده روح، بی‌صدا آن‌ها را از حضور تعداد زیادی از دشمنان پنهان هشدار می‌داد.

صرف نظر از اینکه چن‌هه قبلاً به سطح 39 رسیده بود یا نانگونگ لینگشین که در آستانه شکستن آستانه ورود به مرتبه اول بود، هر دو احساس کردند سرشان بی‌حس شده است. حتی اگر آن‌ها قوی بودند، هیچ یک از آن‌ها توانایی انجام بمباران به این بزرگی را نداشت. آن‌ها بدون اینکه بدانند چگونه مرده‌اند در یک ثانیه تکه تکه می‌شوند.

بای زه‌مین به تعجب و ترس دو نفری که کنارش بودند توجهی نکرد. در عوض، او یک قدم به جلو برداشت و جنگل را که از او حفاظت می‌کرد به کلی کنار گذ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی