فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 428

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

دلیل مضطرب بودن افراد با هم متفاوت بود با این حال، جدای از تکاملگرهای روح و سربازانی که برادران و رفقایی داشتند که در داخل جنگل می‌جنگیدند، بدون شک شهردار بای یونگ، مضطرب‌ترین فرد بود.

این به این دلیل بود که 90٪ از تکاملگرهای روح او در حال حاضر در داخل جنگل و در حال مبارزه با دشمن بودند! اگر آتش گسترش می‌یافت و در حالی که در وسط دعوا بودند به آن‌ها می‌رسید، همه آن‌ها می‌مردند! این بدان معنی بود که در ازای از دست دادن تنها یک عضو از ارتش بای یونگ، او 60 تا 70 درصد قدرت خودش رو از دست می‌داد!

از سوی دیگر، فرمانده جین شون احساس متفاوتی داشت. او احساس شادی می‌کرد اما در عین حال از کاری که مو زان انجام داده بود وحشت داشت.

این به این دلیل بود که همه می‌دانستند وقتی جانوران جهش یافته توسط شعله‌های آتش گرفتار شوند چه اتفاقی می‌افتد.

همه جانوران آسیب دیده شروع به جستجوی راهی برای خروج از جنگل می‌کنند حتی اگر مجبور شوند با آتش روبرو شوند! به عبارت ساده‌تر، ازدحام جانوران جهش یافته می‌تواند کمپ بایکوان را به‌طور کامل در هم بکوبد!

به نظر می‌رسید مو زان اصلاً به بقیه اهمیتی نمی‌دهد. او تماشا می‌کرد که شعله‌های آتش با کمک بادهای شدید بیشتر و بیشتر گسترش می‌یابند.

«هاهاهاهاه!» مو زان با صدای بلند خندید و با چشمان خون آلود فریاد زد: «بای زه‌مین! مرتیکه! بیا مثل دو تا مرد با هم مبارزه کنیم! افراد جناحت همشون یه سری آشغالن که فقط بلدن فرار کنن؟!»

همانطور که او به داخل درختان پریده بود، حالت چن هه مثل یخ سرد بود. او به بالای درختی در 450 متری مو زان رسید و تماشا کرد که شعله‌های آتش به سرعت 200 متر عرض و 300 متر طول جنگل را فرا گرفتند و باز هم پیشروی می‌کردند.

جانوران جهش یافته هنوز در آن منطقه نبودند، حتی آن موجودات طبقه بندی نشده حداقل در عمق 1000 متری جنگل بودند، بنابراین بدترین سناریو هنوز اتفاق نیفتاده بود.

چن هه حتی یک کلمه هم به زبان نیاورد. پس از کشیدن یک نفس عمیق و در حالی که تمام هوا را در ریه‌های خود نگه داشت، کمان خود را به سمت جلو گرفت و پس از آغشته کردن مقداری از مانا، رشته جادویی آبی رنگ ظاهر شد.

سپس در حالی که در سکوت قوی‌ترین مهارت اسلحه خود را فعال می‌کرد، با تمام قدرت نخ را به عقب کشید.

پیکانی از انرژی بنفش به آرامی شروع به شکل‌گیری کرد و وقتی چن هه مانای بیشتری را به پیکان آغشته کرد، رنگ بنفش عمیق‌تر و عمیق‌تر شد تا جایی که حتی رنگ آبی کمان نیز کمی به بنفش تغییر کرد.

1...2...3... ثانیه

سه ثانیه زمان مورد نیاز برای هدایت فرم سوم از سه تیری بود که کمان جادویی چن هه می‌توانست شلیک کند. این فرم سوم شانس ضربه حساس را تا 50 درصد افزایش می‌داد و توانایی سوراخ کردن این حمله را فقط می‌شد با کلمه ترسناک توصیف کرد.

چن هه تا کنون تنها یک بار مجبور به استفاده از این حمله شده بود آن هم زمانی که با یک جانور جهش یافته از نوع دفاعی سطح 42 روبرو شده بود، در آن نبرد سخت که حملات او قادر به شکستن سپر دفاعی نبود با این حرکت او پیروز شد.

این دومین باری بود که کسی او را مجبور به استفاده از این حمله می‌کرد، و در کمال تاسف چن هه، دشمنش انسانی بود که بدنش به شدت ضعیف بود. به خصوص که دشمن یک جادوگر بود!

چن هه دندان‌هایش را به هم فشرد و پس از صرف تمام مانای خود، دستش را روی سیم کمان رها کرد.

در بیرون جنگل، مو زان مدام فریاد می‌زد و به دشمن طعنه می‌زد. کلماتش بیشتر و بی‌رحمانه‌تر می‌شد و دایره لغاتش حد و مرزی نداشت.

دیدن اینکه چگونه آن کماندار قدرتمند دمش را...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی