جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 429
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
«این زن واقعا یه هیولاست.» یکی از تکاملگران روح که قبلا به جبهه کمپ بایکوان تعلق داشت در حالی که لبخند تلخی میزد زیر لب غرغر کرد.
کسانی که در کنار او بودند با شنیدن سخنان تکاملگر روح نمیتوانستند لبخند تلخی نزنند و همانطور که به صحنه قبل از خود نگاه میکردند در درون خود به شدت احساس پیچیدهای داشتند.
نبردی که دقایقی پیش بین تکاملگران روح هر دو جناح درگرفته بود بالاخره به پایان رسید. نتیجه همه را شگفت زده کرد، حتی برندهها هم نمیتوانستند آسانی نسبیای که با آن توانسته بودند دشمنان خود را شکست دهند، باور کنند.
تقریباً 370 تکاملدهنده روح دشمن با حدود 3000 سرباز مسلح متحد شده بودند. این ارتش بزرگ متشکل ترکیبی از انسانهای تکاملیافته و انسانهایی با تسلیحات مدرن با اختلاف زیادی ازتعداد ارتش جناح متعالی بیشتر بود، اما باز هم شکست خوردند.
از ارتش متشکل از حدود 3000 مرد مسلح به سلاحهای گرم مدرن، حدود 70 درصد توسط نیرویی متشکل از 500 تکاملگر روح متعلق به جناح متعالی به رهبری بای زهمین قتل عام شدند و 30 درصد دیگر در نهایت سلاحهای خود را زمین گذاشتند و پس از اینکه متوجه شدند که اگر به سرسختی ادامه دهند امیدی به زنده ماندن آنها نیست تسلیم شدند.
در میان 30 درصدی که تسلیم شدند، تعدادی سرباز بودند که قبلا بخشی از سربازان فرمانده جین شون بودند و افسران پلیس نیز وجود داشتند، بنابراین بای زهمین از با خوشحالی از این نوع افراد با آموزش واقعی بسیار استقبال کرد. او راههای خود را داشت تا به تدریج آنها را به سمت تبدیل شدن به تکاملگران قدرتمند روح سوق دهد که همراه با آموزشهای تاکتیکی که در گذشته دریافت کردند آنها را به ماشینهای کشتار هیولایی تبدیل میکرد که راه را برای او هموار میکردند.
البته در آن 30 درصد، بازماندگان عادی زیادی هم بودند که بدون اسلحه در دست هیچ تفاوتی با یک کودک بیآزار در این دنیای خطرناک نداشتند. اما بای زهمین تنها به همین دلیل قصد کشتن آنها را نداشت. در واقع، بای زهمین از این افراد متنفر نبود، زیرا تنها دلیل شروع این جنگ در وهله اول این بود که آنها در جبهه مخالفی قرار داشتند.
البته شکست دادن ارتش متشکل از 3000 مرد مسلح چیزی نبود که بدون ضرر انجام شود. از حدود 500 تکاملگران روح متعلق به جناح متعالی که جنگیده بودند، حدود 200 نفر از آنها در میدان نبرد کشته شدند.
چنین تلفاتی با توجه به اینکه تکاملگران روح چقدر ارزشمند بودند، کم نبود، بیشتر با توجه به این که آن تکاملگران روح دارای قدرت روح خالصتری نسبت به بسیاری از افراد در سطوح خود بودند. با این حال، بای زهمین و بقیه رهبران جناح متعالی از قبل آماده بودند تا متحمل ضرر شوند. اگرچه بیشتر آنها جوان بودند، اما کودکان ساده لوحی نبودند که تصور کنند میتوانند بدون ضرر و زیان انسانی برنده شوند.
مطمئناً، اگر بای زهمین و شانگوان بینگشو شخصاً به اردوگاه دشمن حمله میکردند، احتمال اینکه آنها بدون متحمل شدن تلفات برنده شوند، بسیار زیاد بود. با این حال، اگر آنها این کار را انجام میدادند، هدف بای زهمین که در آن آرزوی آموزش و ساختن یک سپاه آهنین با خون داشت، هرگز محقق نمیشد. چیزی که بای زهمین میخواست، نیروهای خشنی مثل شیر بود که از هیچ چیز نمیترسیدند. نه یک دسته گل گلخانهای که زیبا به نظر میرسیدند اما نمیتوانستند در برابر باد و باران موافقت کنند.
زمانی که ارتش متشکل از 3000 مرد مسلح سقوط کرد، طولی نکشید که تقریباً 180 تکاملدهنده روح از جناح متعالی ادعا کردند بر تقریباً 370 تکاملدهنده روح طرف دشمن پی...
کتابهای تصادفی
