جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 477
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 477 - مجمع همه موجودات عالی (قسمت 2)
فایر سارو به عنوان قدرتمندترین جادوگر کل ارتش اهریمنی شناخته می شد و در میان هفت گروهحزب دیگر به دلیل مخرب بودن طلسم های جادویی اشاو به طور مخفیانه فاجعه جهنمی(اینفرنو کالامیتی) نامیده می شد.
بارها بود که ارتش شیطانی توانسته بود جهان های مختلفی را که وارد مرحله تکاملی مربوطه شده بودند به دست بگیرد و بنابراین به لطف قدرت جادویی بی بدیل فایر سارو به منابع عظیمی دست یافته بودندبد.
لیلیتلیلیث هرگز نمی توانست فراموش کند که چگونه در اولین و تنها جنگ خود که پس از پیوستن به ارتش شیطانی در آن شرکت کرد، طلسم جادویی فایر سارو امواج دشمنان را از بین برد. هر تاب عصای جادویی او به گونهای بود که گویی حاکم جهان تصمیم میگیرد چه کسی زنده بماند و چه کسی بمیرد، زیرا موجودات برتر طرف مقابل مانند مگس در برابر قدرت شرارههای فروزان فرو میافتند.
فایر سارو زنی زیبا با تحسینکنندگان بیشماری بود و حتی شایعه شده بود که خود لوسیفر یک بار سعی کرد از او خواستگاری کند اما رد شد. شخصیت او گرم و رفتارش بسیار مهربان بود اما در عین حال با لبخند همیشه آرام و فروتنانه اش بسیار محافظه کار بود.
سپس، وقتی حاضران دیدند که فایر سارو کنترل خود را از دست داده است، به طوری که او حتی خود را به هوا پرتاب کرد، گویی که میخواهد مانع از فرار رهبر جناح حزب پس از گفتن اخبار مربوط به صورت فلکی سیریوس شود، همه آنها احساس ناباوری کردند. .
در حالی که همه با چشمان درشت از کناره هااطراف تماشا می کردند، لوسیفر با چشمانی پیچیده به سوگ آتشفایر سارو نگاه کرد. بعد از چند ثانیه سکوت، آهی کشید و سرش را تکان داد و گفت: «در واقع، اگر اتفاقی که 15 سال پیش افتاد یک تصادف بود، پس اتفاقی که چند ساعت پیش افتاد فقط می توانهد تاییدی بر این واقعیت باشهد... صورت فلکی شامل نیروی باقی مانده از گرگ آسمانی سیریوس واقعاً در حال بیدار شدنه است یا ممکنه است به چیزی واکنش نشون شان دهدداده باشهد.»
مردمک های فایر سارو کمی منقبض شد و پاهایش که روی فضای خالی قرار داشت تکان می خورد، همانطور که به عقب برمی گشت، گویی شوک بزرگی دریافت کرده بود. در حالی که با دست راستش به عصای جادویی عظیم چسبیده بود، طوری که انگار هرگز نمی خواست آن را رها کند، دست چپش را که با دستکش های ابریشمی پوشانده شده بود به دهانش آورد و لب هایش را به شکلی شبیه به کسی که به تازگی بهترین اخبارها را دریافت کرده بود، پوشاند. اخبار در جهان
با دیدن فایر سارو همیشه آرام و متین که که به این شکل عمل می کند، زمزمه ها به سرعت شروع به پخش شدن کردند.
والیانت، یک جنگجوی قدرتمند رزمی فیزیکی که قدرتش ارزش وجود درجه هفتم را داشت و یکی از قدرتمندترین ژنرالهای کل ارتش اهریمنی بود، قبل از اینکه حالت صبورانهرواقی او بار دیگر بر چهرهاش حاکم شود، برای یک ثانیه کمی اخم کرد.
حتی هلسکار همیشه پر سر و صدا به نظر می رسید که متوجه شده بود که همه چیز کمی خارج از حد معمول است، زیرا در حالی که او به چپ و راست نگاه می کرد، انگار سعی می کرد پاسخ را در هوا پیدا کند، و مثل همیشه شروع به داد و فریاد نکرد.
در حالی که لیلیتلیلیث نه تنها از رفتار عجیب و غریب جادوگر قدرتمند درجه هفتم اخم می کرد، بلکه از اینکه چقدر نگران آن مرد جوانی بود که هنوز روی زمین بود، صدایی مغناطیسی و مسحورکننده در کنار او به گوش رسید:
«کنجکاو در مورد آتش سوزی و نگرش او؟در مورد رفتار فایر سارو کنجکاوی؟»
لیلیتلیلیث حتی صورتش را برنگرداند تا به کسی که همین الان در کنارش ایستاده بود نگاه کند، در حالی که فقط شنیدن آن صدای نفرت انگیز و چهره کسی که کم کم تنفر ازش از متنفر بودنش در خاطراتش می درخشید.
کرولاغ از رفتار شانه سرد لیلیتلیلیث شانه هایش را بالا انداخت، او تا به حال به نادیده گرفتهن او شدن توسط او عادت کرده بود. با لبخندی خفیف بر لب، با برق عجیبی در چشمانش به انحناهای اغوا کننده بدن غم آتشفایر سارو نگاه کرد و با صدایی زمزمه ای گفت:
«تا اوآنجا که من می دوانم، سوگ آتشفایر سارو و اعلیحضرت لوسیفر از زمانی که هر دو موجودات پایین تر بودند، یکدیگر روا می شناختند. اگرچه اینها فقط شایعه هستند، شواهد جالب کافی وجود دارهد که نشوان می دهد فایر سارو و اعلیحضرت لوسیفر موجوداتی هستند که متعلق به همان دنیای گذشته اند و احتمالاً چیزهای زی...
کتابهای تصادفی

