جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 532
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 532 - وارد اتحاد با پرنسس پری دریایی ژیان میئر
پیشنهاد بایزه مین برای اتحاد با پرنسس هفتم از روی بزدلی نبود. برعکس، او به شدت درگیر این موضوع بود و سعی میکرد تا حد امکان با آرامش به آن رسیدگی کند.
بای زهمین یک فرد مغرور بود حتی قبل از وقوع آخرالزمان در جهان و ورود [ثبت روح]. دلیلش را نمی دانست که چرا همیشه مغرور و حتی اندکی گستاخ بود، به هر حال بای زهمین فقط پسر یک راننده کامیون و معلم دبستان بود و با اینکه همیشه نمراتش عالی بود، می دانست که غرورش به نظر می رسید به دلایل نامعلومی از اعماق درون او می آیند.
با این حال، با جاری شدن مانای جهان در بدن بای زهمین غرور او چندین برابر شد.
بای زهمین با دستیابی به مهارت هایی مانند [اراده ] و تحت ستایش دائمی بانوانی نه تنها زیبا، بلکه فوق العاده قدرتمند مانند لیلیث، کم کم به کسی تبدیل شد که به هیچکس اجازه نمی داد تا او را زیر پا بگذارد و از او سوء استفاده کند، و اگر چنین میشد قطعاً آنها را مجبور می کرد هزار برابر قیمت کارشان را بپردازند.
تا به حال، تنها دلیلی که او میتوانست در اکثر موقعیتها آرامش خود را حفظ کند، مهارت غیرفعالش [قلب سنگی ] بود.
در این موقعیت، قلب سنگی یک بار دیگر به بای زهمین کمک کرد، زیرا این مهارتی بود که علاوه بر سرکوب احساسات خود برای دیگران، به او کمک کرد تا زمانی که شرایط اقتضا میکرد ذهن خود را تا حدودی آرامتر از حد معمول نگه دارد.
وضعیت فعلی دور از ایده آل بود و بای زهمین کاملاً از این واقعیت آگاه بود.
استقامت او به کمتر از نصف رسیده بود، روحش زخمی شده بود که باعث شد قدرت مبارزهایش ده درصد کاهش پیدا کند، ذهنش خسته شده بود که حواسش را تیره کرده بود، بدنش کمی بی حس شده بود به دلیل اینکه کاری انجام نداده بود جز اینکه ساعت ها بجنگد که باعث شده بود سرعت واکنش او به شدت کاهش یابد و بسیاری مسائل دیگر.
بای زهمین مطمئن بود که حتی با شرایط فعلی خود می تواند رهبر زامبی ها و رهبر جانوران را شکست دهد. با این حال، اگر به این دو موجود مرتبه سوم یک پرنسس پری دریایی اضافه شود که علیرغم موجود مرتیه دوم بودن آن به دلایلی به او کمی احساس خطر می کرد، بای زهمین دیگر نمی توانست پیروزی خود را صددرصد تضمین کند.
اگر پرنسس پری دریایی به رهبر زامبی ها و رهبر جانوران میپیوست، در صورت اینکه اینکه بای زهمین مایل به تخریب پل و به خطر انداختن جان خود باشد، بهترین گزینه او فرار کردن بود. به هر حال، فعال کردن [قضاوت خون سر د] در وسط دریا، پل را خراب میکرد و او جای پای خود را از دست می داد. که در نهایت منجر به محاصره او توسط جانوران دریایی بی شماری میشد.
همه اینها حتی بدون در نظر گرفتن این واقعیت بود که شوانگوان بینگ شو آنجا بود. در حالی که او بدون شک یک جنگجو و جادوگر قدرتمند و ماهر بود، احتمالاً نمی توانست آنقدر با پرنسس پری دریایی بجنگد تا بای زهمین حداقل یکی از دشمنانش را از بین ببرد.
بنابراین، او باید به هر قیمتی از اتحاد پرنسس پری دریایی با رهبر زامبی ها و رهبر جانوران جلوگیری می کرد. تنها در این صورت است که بای زهمین می تواند از تخریب پل جلوگیری کند. اما بیش از هر چیز دیگری، تنها از این طریق بای زهمین میتوانست از به خطر افتادن جانش و در نهایت از مرگ شوانگوان بینگ شو جلوگیری کند.
حالا که بای زهمین می دانست که پرنسس پری دریایی به دلایل نامعلومی به غذا برای زیردستانش نیاز دارد، بای زهمین از این واقعیت استفاده کرد. تحویل چندین میلیون جسد زامبی برای او ضرری نبود و تنها چیزی که به او صدمه زد از دست دادن احتمالی ده ها هزار یا حتی صدها هزار سنگ روح بود که میتوانست در جمجمه زامبیها پیدا کرد.
اما از آنجایی که بای زهمین موجودی قادر مطلق نبود که بتواند هر کاری که دلش بخواد انجام دهد، باید آماده می شد تا برخی چی...
کتابهای تصادفی

