جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 578
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 578 - زوج؟
در حالی که بای زهمین و وو ییجون در مورد مسائل مهم فراخوانی پایگاه که قرار بود فردا برگزار شود صحبت میکردند، دو خدمتکار به رهبری کین مینگ وارد اتاق نشیمن شدند و بیصدا ظرفهای مختلفی را که با کیکهای شیرین، دسرهای خوش طعم، کلوچه، پنکیک و غیره پر شده بودند را روی میز چیدند. پس از ریختن سه فنجان چای، خدمتکاران به سادگی کنار رفتند و مانند مجسمههایی ایستادند و بیهیچ حرفی منتظر بودند تا هر نوع دستوری در سریعترین زمان ممکن اجرا شود.
بای زهمین به جای اینکه همیشه خدمتکار جدید بیاورد، زنانی را که از ابتدا برای او کار میکردند، نگه داشت و وقتی ویلایش تغییر کرد، آنها را به سادگی نزد خود اسکان داد. با این حال، بای زهمین قصد نداشت ویلاهای بیشماری در سراسر چین داشته باشد. در مراحل اولیه تشکیل یک حزب، بهترین کار این بود که هر بخش از قدرت خود را در کنار یکدیگر نگه دارد تا اینکه آنها را به اردوگاههای مختلف تقسیم کند.
این خدمتکاران نه تنها از زندگی عالی برخوردار بودند که بسیاری از زنان به آن حسادت میکردند، بلکه از امتیاز دیگری نیز برخوردار بودند که در این دنیا بسیار ارزشمند و برای بقا حیاتی بود: اطلاعات!
مثلاً الان؛ این زنان میتوانستند به بالاترین موجود و یکی از مهمترین افراد برای عملکرد صحیح و رشد حزب و به موضوعاتی که معمولاً هیچکس صلاحیت شنیدن آنها را ندارد گوش فرا دهند.
البته دلیل اینکه این زنان میتوانستند بمانند این بود که تک تک آنها با مهارت گنجینهای به نام آینه قلب درونی که بای زهمین قبلاً به دست آورده بود آزمایش شده بودند. هر یک از نزدیکترین افراد به بای زهمین که یک مرتبه پایینتر از او بودند با قدرت آینه آزمایش شده بودند و طبیعتا این خدمتکاران نیز در میان آنها بودند.
بای زهمین که میدانست هیچ یک نسبت به او فکر بدی ندارند، به آنها اجازه ماندن داد.
به گفته وو ییجون، مشکلات جزئی در کل فرآیند آماده سازی وجود داشت زیرا ظاهراً موتورهای بیش از بیست وسیله نقلیه بزرگ که برای حمل غذا و اجساد جانوران جهش یافته حیاتی بودند، آسیب دیده بودند.
اگرچه این چیزی بود که بای زهمین و سایرین انتظار داشتند که دیر یا زود به دلیل تغییرات و وزن عظیمی که موتورها تحمل میکردند، اتفاق بیفتد، اما زودتر از آن چیزی که آنها تصور میکردند اتفاق افتاد. واضح بود که استفاده از وسایل حمل و نقل دیگری ضروری بود زیرا احتمالاً حداکثر ظرف ۱ تا ۲ سال دیگر وسایل نقلیه دیگر قابل استفاده نخواهند بود.
خوشبختانه، شانگوان بینگشو سریع و باهوش بود. از آنجایی که اکنون به دلیل کمبود وقت، جستجوی منطقه برای یافتن وسایل نقلیه باری بزرگ غیرممکن بود، او تصمیم گرفت چند کامیون نظامی را قربانی کند که قرار بود بازماندگان را برای جابجایی محموله حمل کند.
بای زهمین با کنجکاوی پرسید: «بازماندگانی که به کامیونها نیاز دارن چی میشن؟» در حالی که جرعهای چای مینوشید، در انتظار پاسخ وو ییجون به او نگاه کرد.
وو ییجون به راحتی پاسخ داد: «نگران نباش. بینگشو و لو شیایائو چندین گروه رو جمع کردن و تعداد زیادی ون و ماشین به دست آوردن. هرچند مصرف سوخت حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا میکنه، این تنها راهیه که میتونیم با این سرعت حرکت کنیم.»
بای زهمین به آرامی انگشت اشارهاش را روی میز شیشهای کوچک مقابلش زد و در حالی که لحظهای در فکر فرو میرفت، سرش را به علامت تایید تکان داد.
در واقع، حرکت با عجله انجام میش...
کتابهای تصادفی

