جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 581
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 581 - ملکه دریاها و پادشاه زمین
آمدن پرنسس پری دریایی همه را تا مغز استخوان شوکه کرد و حتی تکامل دهندگان برتر روح که از این واقعیت مطلع شده بودند که به نظر میرسید بای زهمین نوعی اتحاد با موجودیت مهمی از حیات دریایی تشکیل داده بود، شوکه شدند. وجود به یک پری دریایی افسانهای! بنابراین همه مات و مبهوت شدند.
شیان میر نه تنها پوست صاف و براقی داشت، بلکه بدن فریبنده او همراه با چهرهاش که زیبایی آن به زیباییهای سطح وو ییجون محدود نمیشد، او را به زیبایی پر زرق و برقی تبدیل کرده بود. حتی آن فلسهای کوچکی که گهگاه روی پوست او دیده میشدند، تنها لایههایی از جذابیت اسرارآمیز و عجیب و غریب به آن اضافه میکردند که اصلاً ناخوشایند نبودند. بنابراین، همراه با عرفان پری دریایی، عجیب نبود که ظاهر او همه را مبهوت کرد.
شیان میر هنوز تا لبه پل فاصله داشت، بنابراین وقتی به ارتفاع 300 متری رسید متوقف شد و با دقت تعداد زیادی از انسانها را که ردیفهای فلزی را تا جایی که چشم کار میکرد تشکیل داده بودند، مشاهده کرد: «رهبر انسانها، من میبینم که مردم شما واقعا بزرگ هستن.»
اگرچه فاصله 300 متری بین او و بای زهمین میتوانست با پرش بزرگی از سوی او از بین برود و او این را میدانست، شیان میر موجودی از دریاها بود و نزدیک بودن بیش از حد به خشکی فقط قدرت او را به شدت تضعیف میکرد. ناگفته نماند که او هنوز کمی از قدرتی که بای زهمین در جریان جنگ چهار نژاد در آن زمان روی پل به نمایش گذاشته بود میترسید.
البته، بای زهمین دلایل پرنسس پری دریایی را درک میکرد و در واقع، اگر او در موقعیت او قرار میگرفت، احتمالاً به اندازه حالا به او نزدیک نمیشد. به هر حال، در این دنیا، حتی نمیتوان به نژاد خود اعتماد کرد، بنابراین طبیعی بود که فکر کنیم اعتماد به نژادهای دیگر حتی احمقانهتر است.
با این حال، گاهی اوقات کسانی که به خوبی آنها را نمیشناختیم، اغلب قابل اعتمادتر از کسانی بودند که ما میشناختیم؛ فقط باید میفهمیدید.
نانگونگ یی دوباره با چشمانی درشت فریاد زد و با شوک گفت: «لعنتی! اون حتی میتونه ماندارین حرف بزنه!»
انفجار!
بدون اخطار، ضربه سنگینی به سر نانگونگ یی برخورد کرد که باعث شد چندین قدم به جلو پرتاب شود و وقتی به عقب نگاه کرد، دید که ژونگ ده به او خیره شده است.
«تو با فامیلی نانگونگ، میتونی آروم بشی؟ تو داری تمام بشریت رو شرمنده میکنی.»
نانگونگ لینگشین آهی کشید و در حالی که با خجالت صورتش را میپوشاند، زیر لب گفت: «حتی شیائو مینگ هم اینطور رفتار نمیکنه... برادر بزرگ، تو واقعا...»
در دوردست، شیان میر تعامل عجیب انسانها را با ابرویی بالا رفته مشاهده کرد و در نهایت گفت: «شما انسانها مطمئناً خنده دار هستین، نه؟»
گوشه دهان بای زهمین چندین بار منقبض شد زیرا میل به چرخیدن برای زدن یک ضربه خوب به نانگونگ یی در درون او ایجاد شده و رشد کرد و او به سختی خود را در برابر آن مهار کرد.
شانگوان بینگشو از این نظر تفاوت چندانی نداشت زیرا او مسئول هشدار دادن به همه بود که قرار است چه اتفاقی بیفتد. اگر او میدانست که عامل کلیدی در کلمه "پری دریایی" نهفته است، آن را به اطلاعات اضافه میکرد!
بای زهمین عاقلانه از موضوع شرم آور قبلی اجتناب کرد و در عوض با دقت به چندین هزار جانور دریایی درون آبها نگاه کرد و سرانجام روی سه مورد از برجستهترین آنها توقف کرد: «به هر حال، پرنسس پری دریایی، میبینم که ارتش شما تو یه هفته رشد خیلی زیادی کرده.»
به غیر از عروس دریایی غول پیکر، لاک پشتی با قد بیش از 20 متر نیز وجود داشت که پوستهاش به بزرگی گنبدی بود که بزرگترین تلسکوپ فضایی چین را پوشانده بود و فلسهای سختی که روی بدنش بود، به اندازه کافی سخت به نظر میرسید که به راحتی هر نوع گلوله سوراخ کنندهای را نادیده میگرفت. مقابله با این نوع از موجودات دفاعی مشکل بزرگی خواهد بود زیرا حتی قدرت تانکهای جنگی نیز در برابر آنها بیتاثیر خواهد بود.
در نهایت، یک شمشیر ماهی به طول حداقل 15 متر و قد 4 یا 5 متر نیز وجود داشت که به نظر میرسید در کنترل شعلههای آتش مهارت دارد، زیرا حتی در داخل آب ...
کتابهای تصادفی

