فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 580

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 580 - ملاقات دوباره با شیان میر

هاله گرگ تنها مهارتی بود که اگرچه به آمار جادوی بای زه‌مین بستگی داشت، اما بر خلاف سایر مهارت‌هایش به هیچ وجه به قدرت جادویی وابسته نبود. کاملاً به نیت کشت او بستگی داشت. هرچه نیت کشت بای زه‌مین قوی‌تر باشد، مهارت هاله گرگ تنها تأثیر بیشتری نشان خواهد داد، و با نگاهی به گذشته، کسانی که در محدوده این مهارت قرار می‌گرفتند، عواقب قوی‌تری را متحمل می‌شدند.

پیش از این بای زه‌مین به معنای واقعی کلمه یک جانور در پوست انسان بود، زیرا حتی زمانی که با مهربانی لبخند می‌زد، اطرافیانش می‌توانستند خطر مرگبار را نه به دلیل نگاه کردن به او، بلکه با بودن در نزدیکی‌اش احساس کنند. این موضوع به این دلیل بود که تعداد جان‌هایی که بای زه‌مین در مدت زمان کوتاهی با دستان خود گرفته بود بسیار زیاد بود!

بای زه‌مین جانوران تکامل یافته، گابلین‌ها، انسان‌ها، آشوراها، زامبی‌ها، گیاهان جهش یافته و موجودات دریایی را سلاخی کرده بود. او قطعا بیش از ۱ میلیارد موجود زنده را قتل عام کرده بود. و همه این‌ها در کمتر از سه ماه اتفاق افتاد!

درست مانند زمانی که یک نوزاد برای اولین بار شروع به راه رفتن می‌کرد و زمین خوردن اجتناب ناپذیر بود، بای زه‌مین قادر به کنترل هاله خود نبود زیرا این هاله نیت کشت خیلی سریع به دست آمده بود. بنابراین، بدون اینکه متوجه شود، همیشه نشانه‌ای از نیت کشت از بدنش بیرون می‌آمد و در نتیجه، او مانند یک "شمشیر بدون غلاف تشنه به خون" به نظر می‌رسید.

اما با مهارت هاله گرگ تنها که به عنوان غلاف عمل می‌کرد، نیت کشت بای زه‌مین کاملاً مهر و موم شده بود و منتظر لحظه مناسبی بود که تصمیم بگیرد آن را آزاد کند.

با آن همه وحشیگری کاملاً پنهان، تنها چیزی که شانگوان بینگ‌شو و دیگران می‌دیدند مرد جوانی بود که می‌توانست با جذابیتش دل ده‌ها هزار نفر را به دست آورد و بسیاری از زیردستانش از دادن جان خود در راه او دریغ نمی‌کردند. وجودی که هاله‌اش نشان دهنده پادشاهی شایسته بود که همه مایل بودند از او پیروی کنند.

این تغییر به قدری بزرگ بود که حتی لو نینگ، که فقط یک دختر کوچک ۹ ساله بود، متوجه آن شد. با این حال، کسانی که در اولین قدم‌های بای زه‌مین خوش شانس نبودند که شاهد رشد او باشند، در حالی که تلو تلو می‌خورد و بدون توجه به درد روی زانوهای خراشیده‌اش می‌ایستاده، هرگز نمی‌توانند چنین تغییری را درک کنند یا بفهمند که این تحول چقدر شگفت‌انگیز بود.

* * *

تقریباً ۳ ساعت بعد، حدود ۳۳۰۰۰ بازمانده سوار خودروهایی شدند که از قبل آماده شده بود. اما تقریباً ۷۰۰ بازمانده بدشانس بودند، زیرا فضای داخل کامیون‌ها، اتوبوس‌ها، ماشین‌ها و وانت‌ها برای ورود آن‌ها کافی نبود.

خوشبختانه، شانگوان بینگ‌شو به یک اقدام متقابل عالی فکر کرده بود. شب قبل، او چندین واگن یخی بزرگ ساخته بود و پس از اتصال آن واگن‌ها به زنجیر و متصل کردن آن‌ها به تانک‌های جنگی و ماشین‌های پیاده نظام که قدرت کشش آن‌ها قوی‌ترین بود، در نهایت همه بازماندگان به درستی سوار شدند.

«تو واقعا کار فوق‌العاده‌ای انجام دادی، بینگ‌شو.»

بای زه‌مین در حالی که شمشیر بزرگش را پشت سرش غلاف کرده بود و کاروان عظیم پشت سرش را که با سرعت کمی بیش از ۴۰ کیلومتر در ساعت در جهت جنوب حرکت می‌کرد، هدایت می‌کرد، از زنی را که در سمت راستش قدم می‌زد تعریف کرد.

شانگوان بینگ‌شو با بی‌تفاوتی سری تکان داد و به آرامی گفت: «اگه اون افراد نمی‌تونستن سوار وسیله نقلیه بشن، باید صدها کیلومتر پیاده روی می‌کردن، که ما رو به طرز وحشتناکی معطل می‌کرد. نه تو، نه من و نه هیچکس دیگه‌ای نمی‌خوایم وقت هدر بدیم. به همین خاطر همه‌ی مانایی که داشتم رو دیشب صرف ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی