جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 585
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 585
با صدای آن غرش مداوم که نه تنها زمین را تکان داد، بلکه طوری در فضا طنینانداز شد که آسمانها را به لرزه در آورد، جانوران از اعماق جنگلهایی که در آنها زندگی میکردند خارج شدند و تعدادشان اصلاً کم نبود.
بیشتر آنها، موجودات طبقهبندینشدهای بودند که سطحشان از 12 تا حداکثر 25 متغیر بود؛ در عین حال تعداد موجوداتی که قبلاً به مرتبهی اول رسیده بودند نیز اندک نبود. در میانشان انواع و اقسام جانوران با شیوههای حملهی گوناگون وجود داشت، به علاوهی دستکم دو یا سه هزار گیاه جهشیافته که حین گذر از میان باد و در هم شکستن دشمنانی که راهشان را سد میکردند، روی زمین میخزیدند یا میجهیدند.
وو ییجون قدرتمند بود، شکی وجود نداشت که او به عنوان یک تکاملدهندهی روح مرتبهی اول سطح 37، از برترین قدرتمندان کل جناح متعالیان به شمار میرفت. با این حال، رویارویی با چیزی در حدود چندصد موجود مرتبهی اول، چیزی نبود که در توانش باشد. در پایان روز، او اعجوبهای در سطح شانگوان بینگشو هم به حساب نمیآمد، چه برسد به سطح بای زهمین.
با اینحال، وو ییجون واقعاً زن باهوشی بود. میدانست که اگر بای زهمین از او خواسته بود تا در کنارش بماند، حتی اگر خودش با قدرتش میتوانست همهی دشمنان را سلاخی کند، دقیقاً به این دلیل نبود که برای مبارزه تا پای مرگ به حمایتش نیاز داشت. چیزی که بای زهمین در حال حاضر نیاز داشت، یکی از ویژگیهای مهارتهای دیگر وو ییجون بود که بهجز توانایی ایجادِ یخ شانگوان بینگشو، هیچکسی در کل گروه نمیتوانست از آن فراتر رود یا با آن برابری کند.
بوووووووم!
انفجار مهیب دیگری زمین را تکان داد و وو ییجون برای اینکه بتواند روی پاهایش ثابت بماند، ناچار شد دندانهایش را به هم فشار دهد. از روی شانه نگاهی به عقب انداخت و بای زهمین را دید که با بیتفاوتی شمشیرش را روی شانهاش جابهجا میکند. در جلویش، بیشتر از هزار متر دورتر، مهِ خونآلود غلیظتر شد و موجودات دریاییای که قبلاً از نزدیک دیده بودند، بدون اینکه هیچ ردی از خود بر جای بگذارند، ناپدید شدند.
چشمان وو ییجون از تحسین برقی زد و ناخودآگاه هر دو مشتش را محکم گره کرد. او واقعاً بای زهمین را ستایش میکرد. قدرت بای زهمین بود که در ابتدا وو ییجون را به خودش جذب کرده بود و دلیل علاقهاش به او هم همین بود. بنابراین، این موضوع بخشی از این بود که چرا بعد از آشنایی با شخصیت و آموزههای بای زهمین، در نهایت عاشقش شد.
اگرچه وو ییجون کنونی، به قدرت یا موقعیت بای زهمین که به عنوان برترین رهبر کل جناح متعالیان شناخته میشد، اهمیتی نمیداد. زیرا او را به خاطر چیزی که در عمق وجودش بود دوست میداشت و نه به خاطر چیزی به سادگی «قدرت» او. نمیتوانست انکار کند که آن مردی که میخواست تمام زندگیاش را با از پای در آوردن دشمنان بگذراند، آنقدر آرام آرام باعث شد که ضربان قلبش حتی در میان میدانِ جنگ نیز تندتر شود.
هر چه باشد، این در ذات هر زنی است که به دنبال مردی باشد که شایستگیاش را داشته باشد. هر چقدر زن برجسته باشد، مرد باید برجستهتر باشد.
هرچند انسانهای مؤنث در مقایسه با حیوانات مادهی هر گلهای محدودیت بیشتر و درجهی پایینتری نسبت به مذکرها داشتند، اما از برخی نظرها با آنها برابر بودند و انسانهای مذکر نیز با حیوانات نر گله تفاوتی نداشتند. شیرِ نر فقط حاضر است با مادهشیری که قویتر است و ژنهای بهتری دارد جفتگیری کند تا نسل بعدی قدرتمندتری متولد شود.
چشمان وو ییجون به وضوح برق زد: - نمیتونم بذارم که ازم ناامید بشه! باید بهش نشون بدم که به غیر از بینگشو، منم میتونم توی میدون جنگ ازش حم...
کتابهای تصادفی

