جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 590
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 590 - در جستجوی خانوادهاش
دهها هزار درخت در عرض یک ساعت قطع شدند و در همان زمان، تکاملدهندگان روحی که شاخه اول هنگ نیزه خونین را تشکیل میدادند، تمام درختهایی که اندازهشان، نسبت به اندازهی واقعیشان به مقدار ناچیزی کاهش یافته بود را از جنگل حذف کردند.
البته در تمام مراحل قطع درختان، تعداد کمی از جانوران تکامل یافته و گیاهان جهش یافته که متوجه شدند محل زندگیشان به طور مداوم مورد حمله قرار میگرفت، از غارهای خود بیرون آمدند.
در نتیجه، یک نبرد شدید سه جانبه میان تکاملدهندگان روح از سه نژاد مختلف درگرفت، خون در همه جا میپاشید و اجساد پیوسته روی زمین سقوط میکردند.
در حالی که کمتر از ۲۰ تکاملدهنده روح در این فرآیند جان خود را از دست دادند، پس از یک صبح کامل جنگیدن، آنها موفق شدند هزاران جانور جهش یافته را شکار کنند. تنها دلیل امکان پذیر شدن این شاهکار استادانه سه عامل ساده اما حیاتی بود.
اولین عامل مهم، خلوص نیروی روح بود. تکاملدهندگان روح هنگ نیزه خونین، تحت دستورات سختگیرانه بای زهمین، عمدتاً دشمنان سطح بالاتر را شکار میکردند تا سطح خود را بالا ببرند. این منجر به این شد که آمار هر تکامل دهنده روح در مقایسه با دشمنان هم سطح خود، حداقل کمی بالاتر بود.
دومین عامل مهم کار تیمی بود. پس از تمرینهای سختگیرانه روزانه، به آنها آموزش داده شد که با همتیمیهای خود همکاری کنند، یک گروه متشکل از ۲ مبارز تن به تن، ۱ کماندار و ۱ جادوگر یا ۲ کماندار در صورتی که هیچ جادوگری وجود نداشت. آنها قادر به مبارزه با حداقل یک موجود بودند که ۵-۱۰ سطح از آنها بالاتر بود.
در حالی که پیروزی و شکست به اجرای تکنیکهای آموخته شده در طول تمرین بستگی داشت، اینجا بود که سومین و آخرین عامل حیاتی که تکاملدهندگان روح بشر را یک بار دیگر به پیروزی رساند، وارد میشد.
تجهیزات و گنجینههای تهاجمی و دفاعی.
با حجم عظیمی از زرهها و سلاحهایی که بای زهمین و شانگوان بینگشو پس از رویارویی با نژاد آشورا به دست آوردند، قدرت هر تکامل دهنده روح و همچنین دفاع در بدترین حالت یک یا دو سطح افزایش یافت.
علاوه بر این، با حضور شخصی مانند وو ییجون، جنگلها به اندازه قبل وحشتناک نبودند. با تمرکز اصلی روی او، جانوران و به ویژه گیاهان جهش یافته یکی پس از دیگری سقوط میکردند، زیرا در جنگلها وو ییجون تفاوتی با فردی برتر نداشت.
به این ترتیب زمان گذشت و به زودی صبح به بعد از ظهر تبدیل شد.
وو ییجون خودش را موظف کرد که با چندین کامیون باری که واگنهای یخی غول پیکر را پشت سر میگذاشتند هماهنگ کند و با کاهش بینهایت تمام درختان قطع شده و بارگیری اجساد جانوران تکامل یافته یا گیاهان جهش یافته، چیزی باقی نماند.
البته این پروسهای بود که ساعتها طول کشید و تقریباً نیمه شب بود که بالاخره همه برای استراحت به شهر کویکون بازگشتند.
هنوز آوارهای زیادی باقی مانده بود که باید برداشته میشدند، اما اگر همه کارگران با همان سرعت ادامه میدادند، قطعاً میتوانستند این کار را در ۲۴ ساعت آینده تمام کنند. به هر حال، شهر کویکون محل زندگی حدود ۴۰۰۰۰ نفر بود، بنابراین با وجود اینکه در گذشته ساختمانهای زیادی برای مشاغل و خانهها وجود داشت، با بیش از ۱۰۰۰ کارگر که آمار فیزیکیشان تقریباً سه برابر ۱۰۰۰ کارگر در گذشته بود، با پشتیبانی از گنجینههای جادویی، پاک کردن همه چیز بینهایت آسانتر و سریعتر خواهد بود.
هزاران چادر در اطراف زمینهای به شدت محصور شده توسط ارتش و ماشینهای جنگی برپا شده بودند. اگرچه بیشتر این چادرها فقط چ...
کتابهای تصادفی

