فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 599

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 599: وو کچیان (قسمت ۱)

گروه متشکل از هفت تکامل‌دهنده روح، با بای زه‌مین در راس آن‌ها، در یک خط مستقیم حرکت کردند و تنها زمانی که به اندازه کافی به پایگاهی که حزب رنسانس چین در آن قرار داشت نزدیک شدند، شروع به حرکت در الگوهای نامنظم کردند. به هر حال، طبق اطلاعاتی که اوانجلین از زن تکامل‌دهنده روح به دست آورد، وو کچیان بیش از پنج اسلحه خانه و سه پایگاه نظامی را باز کرده بود که هنوز توسط هیچکس دیگری پیدا نشده بود.

نمی‌شد این احتمال را رد کرد که شاید گروه شناخته شده با نام رنسانس چین، پهپاد یا هر نوع وسیله نقلیه کوچک‌تر بدون سرنشین برای بررسی زمین از آسمان داشته باشد. گروه فعلی بای زه‌مین قدرتمند بودند، اما از جنبه تکنولوژیک کمبود داشتند و اگر نمی‌خواستند به شکل بدی غافلگیری شوند، نمی‌توانستند فناوری بشر را به طور کامل نادیده بگیرند.

بنابراین، با وجود اینکه هنوز بیش از ۲۰۰ کیلومتر دورتر بودند، گروه برای جلوگیری از جلب توجه بیش از حد، سرعت خود را کاهش داد و گویی دقیقاً مقصد مورد نظر خود را می‌دانستند، از حرکت در مسیری مستقیم دست برداشتند.

حدود دو ساعت بعد، هفت نفر بالاخره هیولای غول پیکر را دیدند که با افتخار در دوردست ایستاده بود. علاوه بر این، اکنون که خورشید به شدت در آسمان می‌درخشید، بای زه‌مین و شانگوان بینگ‌شو موفق شدند دو پرچم بزرگ ملی را ببینند که در هر طرف دروازه شمالی پایگاه آویخته شده بودند.

واکنش‌های چن هه و بقیه در مقایسه با واکنشی که بای زه‌مین و شانگوان بینگ‌شو دیروز بعد از اینکه برای اولین بار پایگاه را دیدند نشان دادند، بدتر بود. با این حال، کلمات بعدی بای زه‌مین باعث شد ذهن آن‌ها زودتر از حد معمول آرام شود:

«یادتون باشه از این به بعد و تا وقتی که این عملیات تموم شده حساب بشه، من برای بقیه فقط بای زه‌مین هستم، مگر اینکه تنها باشیم، جای هیچ خطایی نیست، متوجه شدین؟»

«دریافت شد!»

«بله!»

«باشه!»

...

هفت نفر از آن‌ها دست از دویدن با سرعت کامل برداشند و با دیدن دیوارهای بزرگی که صدها متر به سمت آسمان بلند شده بودند، تظاهر کردند که شگفت زده شدند و حرکتشان را به راه رفتن تغییر دادند. خب، اینطور نبود که واقعاً در حال تظاهر کردن بودند، زیرا اکثر آن‌ها واقعاً متعجب بودند. اگر دیوار چینی باشکوه را نادیده می‌گرفتند، این اولین بار در زندگیشان بود که چنین دیوار عظیمی را می‌دیدند.

«وایستین!»

ناگهان، بیش از ده تکامل‌دهنده روح از بالای دیوار پایین پریدند و به شیوه‌ای باشکوه ظاهر شدند.

چندین تکامل‌دهنده روح از بالای دیوار، به نشانه هشدار، عصای جادویی یا تیرها و کمان‌های استخوانی را به سوی آن‌ها گرفتند. علاوه بر این، پنج مسلسل سنگین نوع ۷۱ به سمت گروه هفت نفره هدف قرار گرفت.

همچنین سربازان مسلحی که تفنگ‌های خود را در حالت آماده باش بالا بردند نیز کم نبودند، گویی که در شرف رویارویی با دشمن بزرگی بودند. تنش در هوا بود و به نظر می‌رسید که فقط یک دکمه کوچک باید فشرده شود تا کل پایگاه به حالت جنگ همه جانبه برود.

با این حال، نه بای زه‌مین و نه هیچ یک از کسانی که در کنار او ایستاده بودند از این واقعیت شگفت زده نشدند. به هر حال، هر هفت نفر از آن‌ها تکامل‌دهنده روح بودند و هرکسی که احمق نبود، به خوبی می‌دانست که یک تکامل‌دهنده روح اگر به اندازه کافی قدرتمند باشد، به راحتی می‌تواند یک گردان کامل را از بین ببرد. در واقع، یک تکامل دهنده روح با یک مهارت جادویی مخرب می‌توانست نیمی از این دیوار را در یک ثانیه از بین ببرد.

بنابراین، جای تعجب نبود که با دیدن ظاهر آن هفت نفر که مانند غیرنظامیان عادی لباس...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی