فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 650

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۵۰ - فتح اولین ساختمان نقره ای

کلماتی که لیلیث گفت، بای زه‌مین را به‌شدت گیج کرد. او سؤالات زیادی داشت که می‌خواست از او بپرسد، اما می‌دانست که اگر به نحوی مسائل خلاف قوانین را در بر بگیرند، احتمالاً به‌طور کامل به آن‌ها پاسخ داده نخواهد شد. به‌عنوان مثال، بای زه‌مین می‌دانست که اگر اطلاعاتی که باید بداند حاوی چیزی باشد که او را از پیمودن مسیر خاصی باز دارد، نمی‌تواند چیزی به او بگوید، زیرا او عمیقاً خود را در سرنوشت فوری او درگیر می‌کند.

با این حال، حتی بدون پرسیدن سؤال، چیزی وجود داشت که بای زه‌مین پس از شنیدن کلمات - خرابه‌‌های باستانی – درک کرد.

جایی که خرابه‌‌های باستانی وجود داشت، گنجینه‌‌هایی هم وجود داشت!

صرف نظر از دوره یا سن، هر زمان که خرابه‌ای از دوران باستان پیدا‌‌‌ می‌شد، آن کشور و در نهایت تمام جهان به نحوی از آن سود‌ می‌بردند!

البته ابتدا مسیر ناشناخته‌ای وجود داشت که در پوششی از تاریکی و رمز و راز پیچیده شده بود تا آشکار شود. مسیری که با قضاوت بر اساس شرایطی که آن‌ها در حال حاضر با آن مواجه بودند قطعاً هموار و آسان نخواهد بود.

سای جینگ‌یی در حالی که با خنجر خود به گولمی که تازه تکه و پاره کرده بود، لگد می‌زد، با عصبانیت فریاد زد: «این چیزا حتی بعد اینکه اونا رو می‌کشیم به ما قدرت روح نمیدن!»

ژونگ ده در حالی که گولم دیگری را با چماقش خرد می‌کرد و آن را به انبوهی از توده‌‌های‌ بی‌مصرف تبدیل می‌کرد، اشاره کرد: «البته که نه، اونا گولم هستن.»

«اَه!» سای جینگ‌یی هنوز ناراضی بود، بنابراین در چشم به هم زدنی بدنش در میان گولم‌های مکانیکی غوغا شروع به حرکت کرد و به ازای هر ثانیه که می‌گذشت، حداقل ده‌ها تن از آن‌ها تکه‌تکه‌‌ می‌شدند و پس از افتادن روی زمین، برق چشمانشان محو‌‌ می‌شد.

در حالی که مردمی مانند ژونگ ده، سای جینگ‌یی، هوانگ‌تیان، تنگ‌هوا، سان ‌لینگ، وو یی‌جون، نانگونگ ‌لینگ‌شین، لیانگ ‌جینگ، شیایا، برف کوچولو، منگ‌ چی و دیگران با تکامل دهنده‌‌های روح سطح پایین‌تر هم‌گروه شدند تا در نبردی نزدیک گولم‌های مکانیکی را از بین ببرند، افرادی مانند ‌شانگوان بینگ‌شو، فنگ تیان‌وو، فنگ هونگ، چن هه، بای زه‌مین و بسیاری از جادوگرها و کمانداران دیگر این وظیفه را بر عهده گرفتند تا دشمنانی را که از داخل ساختمان حمله می‌کردند درهم بشکنند.

صدای انفجارها همراه با نفرین‌ها و فریادهای درد به‌طور پیوسته به گوش می‌رسیدند، به‌طوری که یک تکامل‌دهنده پس از برخورد با نیروی گولم‌های مکانیکی به پرواز در می‌آمد و تنها به لطف زره‌ها و تجهیزاتی که بای زه‌مین در اختیارش قرار داده بود، به جان خود‌ می‌چسبید. از طرفی صدای پاره شدن و افتادن فلز روی زمین در نیمه‌‌های شب بیشتر و واضح‌تر‌‌‌ می‌شد.

تیرهای آهنی با نیروی مانا، تیرهای مانا، صاعقه‌ها، گلوله‌‌های آتشین، تیغه‌‌های باد، ابرهای اسیدی خورنده، نیزه‌‌های یخی، شمشیرهای یخی، نیزه‌‌های زمینی، نیزه‌‌های خونی و انواع جادوهایی که از عناصر مختلف تشکیل شده بودند، در آسمان‌ها ‌به‌سمت ساختمان پرواز‌ می‌کردند.

گولم‌های مکانیکی که از داخل حمله می‌کردند ‌به‌سرعت شروع به نابود شدن کردند و با کاهش تعداد دشمنان، قدرت تهدید کننده پرتوهای نور آبی کم‌تر شد.

در کمال تعجب، حتی زمانی که ساختمان توسط یک مهارت جادویی نابجا مورد اصابت قرار گرفت، دیوارها ثابت مانده بودند و تا کنون حتی یک قطعه سنگ متعلق به میدان تخریب نشده بود.

چن‌ هه با دیدن اینکه پس از بیش از سی دقیقه درگیری مداوم، گولم‌های مکانیکی همچنان از ساختمان بیرون می‌ریختند، طوری که انگار پایانی در کار نیست، لعنتی فرستاد: «لعنتی، این موجودات از کجا میان؟»

سان ‌لینگ با کمی ترشرویی گفت: «چیزی که‌ می‌خوای بدونی احتمالاً همون چیزیه که همه افراد اینجا می‌خوان بدونن، هه کوچولو.»

خلق و خوی سان لینگ خیلی خوب نبود، زیرا توانایی انفعالی او بر حرکات و استدلال دشمنان تأثیر‌ می‌گذاشت و در برابر موجودات ماشین مانند کار‌ نمی‌کرد، بنابراین در نتیجه قدرت نبرد او به‌طور قابل توجهی کاهش یافته بود.

چه...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی