جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 674
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۷۴: همه چیز در این زندگی قابل استفاده مجدد است...همه چیز!
بای زهمین حتی به خود زحمت نداد ابزار آهنگری را که از خرابه دوم به دست آورده بود بچیند و در عوض تصمیم گرفت روی واگن یخی که شانگوان با مهارت یخساز خود ساخته بود کار کند.
شانگوان در کنترل مهارت خود بسیار ماهر شده بود، نه تنها در ایجاد چیزهای بیجان مختلف با استفاده از یخساز خود مهارت بیشتری داشت، بلکه میتوانست آن را بسیار سریعتر انجام دهد و کنترل بهتری بر دمای چیزی که ایجاد میکرد داشت. بنابراین، حتی یک انسان معمولی هم هنگام لمس واگن یخ احساس سرما نمیکرد چه برسد به بای زهمین که بدنش مدتها قبل از سطحی که انسان به عنوان انسان میبیند خارج شده بود.
البته اولین کاری که کرد این بود که اسلحهاش را روی میز کار گذاشت. سپس، بای زهمین چند دقیقه وقت گذاشت تا شکافهایی را که عملاً کل تیغه شمشیر را پوشانده بود نوازش کند و به این فکر کرد که بعداً چه کاری انجام دهد.
در حالی که تصمیم میگرفت کدام گزینه را انتخاب کند، لیلیث همینطور که به طور معمولی با یکدیگر چت میکردند در کنارش سعی میکرد به او ایده بدهد:«یه شمشیر جدید میسازی؟ با این ابزار آهنگری مطمئناً میتونی چیز بهتری بسازی، اینطور نیست؟ اون هم با مواد خوبی که از اون اتاق مخفی توی خرابه دوم به دست آوردی.»
«هوم... راستش چندان مطمئن نیستم.»
«چرا؟»
«اولاً، ساخت یه شمشیر حداقل چندین ساعت طول میکشه. حتی اگه با استفاده از این ابزارها روند سرعت بیشتری پیدا کنه، حقیقت اینه که هرچی سلاح بهتر باشه، کار بیشتری برای ساختنش لازمه، پس در واقع هنوز چندین ساعت طول میکشه. با توجه به اینکه میخوام هر چه زودتر این اکتشاف رو به پایان برسونم تا زمانی که مشکلات شخصی هر یک از ما رو حل کردیم بتونم روی فتح بقیه چین تمرکز کنم و با در نظر گرفتن اینکه آخرین کلمات اژدهای تندر سرخ من ۱۰۰۰۰ آسیب حمله فیزیکی داره فکر نمیکنم لازم باشه... فکر نمیکنم ممکن باشه یه سلاح جدید بسازم.»
«شاید درست میگی… تازه اگه شمشیر جدید هم بسازی، احتمالاً نمیتونی به میل خودت ازش استفاده کنی اگه معلوم بشه از نمونه فعلی خودت قدرتمندتره.»
«اهم. علاوه بر این، خود فعلی من حتی با ابزار و مواد بهتر، هیچ اطمینانی به ساخت چیزی بهتر از این آخرین کلمات اژدهای تندر سرخ نداره.»
«... در واقع این شمشیر تو واقعاً قدرتمنده. من هنوز نفهمیدم چطور تونستی همچین چیزی بسازی.»
«شانس تازه کار، فکر کنم.»
«خوبه که میدونی.»
«به هرحال صادق بودن با خود، عامل مهمیه.»
در حقیقت، چیز زیادی برای فکر کردن وجود نداشت، بنابراین پس از یک گپ کوتاه با لیلیث برای رفع همه ابهاماتش، بای زهمین تصمیم گرفت به سراغ چیزی برود که نسبتاً سادهتر و سریعتر از ساخت چیزی کاملاً جدید و از هیچ بود.
«بیا تعمیرش کنیم.»
بای زهمین این را اعلام کرد و به طرف کوره آهنگری نزدیک میز کار رفت. به طرف شومینه اشاره کرد و زیر لب گفت:«آبی کوچولو، وقت رفتن به سر کاره.»
سووش!
شعلهی کوچک آبی پررنگ از انگشت بای زهمین بیرون زد و گویی به عنوان سلام و احوالپرسی دمای خود را چندین بار بالا برد و سپس منتظر دستور ماند.
«روز شما هم بهخیر.»
بای زهمین در حالی که کوره آهنگری را لمس کرد، سری تکان داد و اطلاعات به آرامی در شبکیه چشمش برق زد.
--------------------
[کوره آتشفشان…}
[شی ویژه]
[ رتبه ۳]
[ ماندگاری : ۳۰،۰۰۰ / ۳۰،۰۰۰]
[ویژگیها…]
[۱) گرمای شعلههای آتش را در محدوده کوره بدون تاثیر بر دمای محیط نگه میدارد.]
[۲) مصرف مانا را تا ۲۰٪ در هنگام فعال کردن مهارت نوع آتش کاهش میده...
کتابهای تصادفی


